تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦

شيعيان معتقدند او هم اكنون موجود است . » احتجاج 1 / 251 روايت مي‌كند : « زنديقى نزد اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) آمد و گفت : اگر اختلاف و تناقض در قرآن نبود ، هر آينه به دين شما درمي‌آمدم ، حضرت در فرمايشى مفصل فرمودند : بدان ! زمانى بر اين مردم فرا خواهد رسيد كه حق پوشيده باشد و باطل ظاهر و مشهور ، و اين هنگامى است كه نزديكترين مردم به آنها دشمن‌ترين آنان نسبت به حق باشد ، وعده‌ى حق نزديك شود ، الحاد بالا گيرد و فساد آشكار گردد ، هُنَالِكَ ابْتُلِي الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالاً شَدِيداً ، ( 1 ) آنجا [ بود كه ] مؤمنان در آزمايش قرار گرفتند و سخت تكان خوردند . و كافران اسامى اشرار را بر آنان نهند ، پس تلاش مؤمن در آن خواهد بود كه خونش را از نزديكترين مردم به خود حفظ كند . آنگاه است كه خداوند فرج اوليايش را فرو مي‌فرستد و صاحب الامر بر دشمنانش غالب مي‌گردد . » غيبت نعمانى / 156 از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « صاحب اين امر از فرزندان من است ، هموست كه گفته مي‌شود : مرد يا هلاك شد ، نه ، بلكه در كدامين وادى سير مي‌كند . »

امام حسن مجتبي ( عليه السلام ) : خداوند عمر او را در غيبت طولانى مي‌گرداند ، آنگاه به قدرت خود او را آشكار مي‌سازد

كمال الدين 1 / 315 از ابو سعيد عقيصا نقل مي‌كند : « هنگامى كه امام حسن ( عليه السلام ) با معاويه صلح كرد ، مردم نزد ايشان آمدند و برخى نيز زبان به ملامت گشودند ، ايشان فرمودند : افسوس بر شما ، نمي‌دانيد چه كردم ، به خدا سوگند كار من براى شيعيانم از هر آنچه خورشيد بر آن طلوع كرده يا غروب نموده بهتر است . آيا نمي‌دانيد من به تصريح رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، امام واجب الاطاعه‌ى شما و يكى از دو آقاى جوانان اهل بهشتم ؟ گفتند : آري ، فرمودند : آيا ندانستيد كه خضر وقتى كشتى را سوراخ كرد ، ديوار را به پا داشت ، و آن پسر را كشت ، اين امور خشم موسى بن عمران را به همراه داشت ، زيرا وجه حكمت آن برايش پوشيده بود ، در حالى كه نزد خداوند - تعالى ذكره - حكمت
هامش
( 1 ) . سوره‌ى احزاب / 11