كافى 1 / 340 از مفضل بن عمر از حضرت صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « صاحب اين امر دو غيبت خواهد داشت . در يكى از آن دو نزد اهلش باز ميگردد ، و در ديگرى گفته ميشود : هلاك شده است ، [ يا اگر زنده است ، ] در كدام وادى سير ميكند ؟ عرض كردم : آن هنگام [ اگر كسى خروج كرد و مدعى مهدويت شد ] چه كنيم ؟ فرمودند : اگر كسى ادعاى اين امر را كرد ، از او دربارهى امورى كه كسى چون قائم [ ميتواند ] پاسخ دهد ، سؤال كنيد . » همان از ايشان روايت ميكند : « قائم دو غيبت دارد : يكى كوتاه و ديگرى بلند . در اولى تنها شيعيان خاص او از مكانش اطلاع دارند ، ولى در آن ديگرى تنها خادمان خاص ايشان . » همان 1 / 338 از مفضل بن عمر روايت ميكند : « در حضور امام صادق ( عليه السلام ) بودم و در خانه كسان ديگرى هم بودند . من پنداشتم امام ( عليه السلام ) غير مرا خطاب كردند ، ايشان فرمودند : به خدا قسم صاحب اين امر ، از شما غائب و پنهان ميشود تا آنكه گفته شود : او مرد ، هلاك شد ، در كدام وادى سير ميكند ؟ شما بسان كشتيها كه امواج دريا آنها را واژگون ميكنند ، واژگون خواهيد شد ، پس تنها كسى نجات خواهد يافت كه خدا از او پيمان گرفته ، ايمان را در دل او نوشته و او را با روحى از جانب خود تأييد نموده باشد . دوازده پرچم مشتبه - كه از يكديگر قابل شناخت نيستند - نيز بالا ميرود . مفضل گويد : من گريستم ، ايشان فرمودند : اى ابا عبد الله ! چرا گريه ميكني ؟ عرضه داشتم : چسان نگريم ، حال آنكه شما ميفرماييد دوازده پرچم مشتبه كه از يكديگر قابل شناسايى نيستند بالا ميرود ؟ امام ( عليه السلام ) به آفتابى كه در اتاق وارد شده بود نگريستند و فرمودند : اى ابا عبد الله ! اين خورشيد آشكار است ؟ پاسخ مثبت دادم ، ايشان فرمودند : امر ما از اين خورشيد آشكارتر است . » ( 1 ) كافى 1 / 335 از يمان تمار نقل ميكند : « نزد امام صادق ( عليه السلام ) نشسته بوديم كه فرمودند : صاحب اين امر غيبتى خواهد داشت ، كسى كه در آن دوران دين خود را نگاه دارد ، بسان
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 862
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٨٦٢
هامش
( 1 ) . مشابه آن غيبت نعمانى / 151