هم امام باقر و هم امام صادق ( عليهما السلام ) گريستند و صداى گريهى دخترى را از پشت پرده شنيدم ، به اينجا كه رسيدم : و ستة لا يتجارى بهم بنو عقيل خير فتيان ثمّ على الخير مولاكم ذكرهم هيج أحزاني و شش تن كه همانندى ندارند ، پسران عقيل كه بهترين جوانان بودند سپس على الخير امامتان ، ياد آنان غمهاى مرا تهييج كرد ايشان گريستند و فرمودند : هر كسى كه ما را ياد كند يا در حضور او ياد شويم ، و از چشمانش - گرچه - به قدر بال پشهاى اشك بيرون آيد ، خداوند خانهاى در بهشت برايش بنا خواهد كرد ، و آن اشك را حائل ميان او و آتش قرار خواهد داد . وقتى به اين ابيات رسيدم : من كان مسروراً بما مسّكم أو شامتاً يوماً من الآن فقد ذللتم بعد عزّ فما أدفع ضيماً حين يغشاني آنكه از آنچه بر سر شما آمده ، مسرور و خرسند شود - چرا كه شما پس از عزّتمندى به ذلّت دچار شديد - ، از اين رو چون ستمى بر من وارد آيد ، آن را دفع نخواهم كرد امام ( عليه السلام ) دست مرا گرفته صدا زدند : خدايا ! گناهان پيشين و پسين كميت را بيامرز . وقتى به اين بيت رسيدم : متى يقوم الحقّ فيكم متى يقوم مهديكم الثاني چه زمان حق در ميان شما قيام ميكند ، چه زمانى دومين مهدى شما ( 1 ) قيام مينمايد ؟ ايشان فرمودند : سريعاً ، اگر خدا بخواهد ، سريعاً . آنگاه افزودند : اى ابا مستهل ! قائم ما نهمين تن از فرزندان حسين است ، امامان بعد از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) دوازده نفر هستند ، و او قائم است . عرضه داشتم : آقاى من ! اين دوازده تن كيانند ؟ فرمود : نخستين آنان على بن ابى طالب است ، پس از ايشان حسن و حسين ، بعد از حسين على بن الحسين و من هستيم ، و پس از
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 860
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٨٦٠
هامش
( 1 ) . شايد مقصود از مهدى نخست ، رسولخدا يا اميرالمؤمنين ( عليهما السلام ) باشند .