و مردمان را به محشر سوق ميدهد . » دلائل الامامة / 296 چنين نقل ميكند : « سپس فرمودند : اى پسر مهزيار ! - و دست خود را دراز كرد - آيا تو را خبر ندهم ؟ چون كودك بنشيند ، مغربى حركت كند ، عمانى سير كند و با سفيانى بيعت شود ، به ولى خدا اذن داده ميشود . پس من بين صفا و مروه با سيصد و سيزده مرد خروج ميكنم . به كوفه ميآيم و مسجد آن را ويران ساخته به همان بناى اول بنا ميكنم . بناى جباران پيرامون آن را منهدم ميسازم . با مردم حِجة الاسلام ميگزارم ، به مدينه ميآيم . . . آن روز بر زمين تنها مؤمنى كه دل را براى ايمان خالص گردانيده ، خواهد ماند . عرض كردم : آقاى من ! بعد از آن چه خواهد بود ؟ فرمودند : بازگشت ، بازگشت ، رجعت ، رجعت ، و اين آيه را تلاوت نمودند : ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً ، ( 1 ) پس [ از چندي ] دوباره شما را بر آنان چيره ميكنيم و شما را با اموال و پسران يارى ميدهيم و [ تعداد ] نفرات شما را بيشتر ميگردانيم . » نگارنده : سند اين روايت تمام نيست ، زيرا ابن مهزيارى كه توثيق شده على بن مهزيار ( رحمه الله ) است كه پيش از دوران غيبت از دنيا رفته است ، پس اين روايت بايد از يكى از فرزندان او يا برادر زادگانش باشد كه توثيق او محلّ بحث است . آيت الله خوئي ( رحمه الله ) در معجم رجال الحديث 13 / 212 مينويسد : « عجيب است كه برخى توهم كردهاند على بن مهزيار تا زمان غيبت زنده مانده است . آنان پنداشتهاند على بن مهزيار ، همان على بن ابراهيم بن مهزيارى است كه خدمت امام عصر ( عليه السلام ) مشرف شد . اين توهم نادرست است ، زيرا گذشت كه جريان تشرّف وى ثابت نيست ، بر فرض ثبوت هم اين پسر اوست نه خودش ، شيخ صدوق هم در مشيخه و نجاشى و شيخ در طريق خود تصريح كردهاند او ابراهيم بن مهزيار برادر على بن مهزيار است . » اين سخن در سقوط روايت و يا حداقل توقف در قبال آن كافى است ، علاوه بر آنكه عبارات روايت با هم اختلاف دارد و از علائم ظهور بعيد است . البته ممكن است روايت را توثيق كنيم چرا
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 801
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٨٠١
هامش
( 1 ) . سورهى اسراء / 6