در روايت نعمانى دو طرف اين جنگ مروانى و فرزندان عباس عنوان شدند كه مقصود عباسيان و مروانيان ، و يا دو گروه مخالف اهلبيت ( عليهم السلام ) هستند . در ادامهى همان حديث آمد : سپس سفيانى خارج ميشود ، يعنى او در اثناى اين جنگ خروج ميكند و در آن شركت ميجويد . در يك گزارش آمده كه خراسانيان يك طرف درگيرى هستند ، الفتن 1 / 82 از حضرت علي ( عليه السلام ) روايت ميكند : « سفيانى بر شام غلبه مييابد . آنگاه درقرقيسيا نبردى بين آنان در ميگيرد . چنان ميشود كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از لاشههاى آنان سير ميشوند . آنگاه در مركزشان مشكلى به وجود ميآيد . لذا گروهى از آنها ميآيند تا آنكه وارد سرزمين خراسان شوند . لشكر سفيانى در طلب اهل خراسان ميآيند و شيعيان آل محمد را در كوفه ميكشند . سپس اهل خراسان در طلب مهدى خارج ميشوند . » ( 1 ) همان 1 / 302 از عمار بن ياسر ميآورد : « عبد الله در پى عبد الله ميآيد . لشكريانشان در قرقيسيا و در كنار نهر نبردى سخت خواهند داشت . فرمانده لشكر مغرب ميآيد و مردان را كشته زنان را به اسارت ميبرد . آنگاه به قيس بر ميگردد تا آنكه سفيانى در جزيره فرود آيد . يمانى به دنبال آنان ميآيد و قيسيان را در اريحا ميكشد . سفيانى هم آنچه را كه جمع كرده بودند مالك ميشود . آنگاه به كوفه ميرود و اعوان آل محمد را به قتل ميرساند . پس از آن در شام بر سه بيرق غلبه مييابد . بعد از قرقيسيا نبردى سخت خواهند داشت . آنگاه در مركزشان مشكلى به وجود ميآيد . گروهى از آنها ميآيند تا وارد خراسان شوند . لشكريان سفيانى به مانند شب و سيل ميآيند . از هركس يا هر چيزى عبور كنند بكشند و ويران سازند ، تا وارد كوفه شوند و شيعيان آل محمد را به قتل رسانند . بعد از آن از هر سو به دنبال اهل خراسان بر آيند . اهل خراسان هم به طلب مهدى بپردازند ، به سوى او فرا خوانند و يارياش نمايند . » نگارنده : راوى اين روايت ، چند روايت را در هم آميخته است ، و صحيح آن است كه خراسانيان ارتباطى با نبرد قرقيسيا ندارند . همچنانكه گذشت در برخى گزارشات هم سخن از آن آمده كه اين جنگ بر سر گنجى خواهد
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 798
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٧٩٨
هامش
( 1 ) . و نيز المستدرك 4 / 501 و عقد الدرر / 87