تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨

اگر كوه‌ها به مصاف او آيند آنها را فرو ريخته در آنها راهسازى خواهد كرد . » ( 1 ) مجمع الزوائد 7 / 317 از عبد الله بن عمر : « پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در ميان تعدادى از مهاجرين و انصار نشسته بودند ، على بن ابى طالب ( عليه السلام ) سمت چپ و عباس طرف راست ايشان حضور داشتند . عباس و مردى از انصار با هم نزاع كردند و انصارى با عباس تند شد . پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) دست عباس و حضرت علي ( عليه السلام ) را گرفت و فرمود : از صلب اين ، جوانى خارج مي‌شود كه زمين را از ستم و ظلم مي‌آكند ، و از صلب اين ، جوانى خارج مي‌گردد كه زمين را از عدل و داد پر مي‌كند . وقتى آن را ديديد ، به سوى جوان تميمى كه از سمت مشرق مي‌آيد و پرچمدار مهدى است برويد . » ( 2 ) الفتن / 86 از ابو جعفر : « سفيانى پس از ورود به كوفه و بغداد لشكريانش را در آفاق پراكنده مي‌سازد . به او خبر مي‌رسد كه حركتى از وراء النهر از جانب اهل خراسان شكل گرفته است . اهل مشرق آنان را شكست مي‌دهند . هنگامى كه اين خبر به سفيانى مي‌رسد ، لشكرى عظيم را به فرماندهى مردى از بني‌اميه به اصطخر اعزام مي‌كند . در قومس ( 3 ) ، دولابِ رى و مرزهاى زرنج ( 4 ) جنگ در مي‌گيرد . آن هنگام است كه سفيانى دستور به كشتار اهالى كوفه و مدينه مي‌دهد . پس بيرق‌هاى سياه از خراسان مي‌آيند . فرماندهى همه‌ى مردم را جوانى از بنى هاشم كه در كف دست راست او خالى است بر عهده دارد . خداوند امر و راه او را آسان خواهد كرد . او نبردى در مرزهاى خراسان خواهد داشت . هاشمى در طريق رى مي‌رود و مردى از عجمان را كه شعيب بن صالح گويند به اصطخر به مصاف اموى مي‌فرستد . او و مهدى و هاشمى در بيضاء اصطخر با هم مواجه مي‌شوند . نبردى سخت ميان آن دو گروه رخ مي‌دهد تا جايى كه اسبان تا مچ پا در خون پا مي‌گذارند . در ادامه نبردهاى ديگرى را نيز ذكر مي‌كند . » ( 5 )

هامش
( 1 ) . و نيز تلخيص المتشابه 1 / 407 ، البيان / 513 ، عقد الدرر / 127 ، القول المختصر / 15 ، الملاحم و الفتن / 85 و اثبات الهداة 3 / 614
( 2 ) . المعجم الاوسط 5 / 79 ، جامع سيوطى 8 / 759 ، الحاوى 2 / 62 ، الفتاوى الحديثية / 27 و مغربى / 559
( 3 ) . منطقه‌اى وسيع در ذيل جبال طبرستان
( 4 ) . سيستان
( 5 ) . الحاوى 2 / 69
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 688 | الشيخ علي الكوراني العاملي