قائمى از ما براى حق قيام كند ، و اين ، زمانى است كه خداى عزوجل به او اذن دهد . هر كس از او پيروى كند نجات يابد و هركه سرپيچى نمايد هلاك شود . اى بندگان خدا ! خدا را در نظر گيريد ، خدا را در نظر گيريد و گرچه چهار دست و پا بر روى برف ، به نزد او برويد كه خليفهى خداوند عزوجل است . » ( 1 ) اين روايت به ايرانيان نظر دارد ، زيرا سرزمينشان برفى است ، احتمال ديگر آن است كه اين تعبير كنايى و به معناى تحمل مشقت و سختى باشد . ( 2 )
برخى روايات پيرامون قم
دربارهى فضيلت و آيندهى قم احاديثى از اهلبيت ( عليهم السلام ) رسيده است . از بررسى آنها ظاهر ميشود كه قم طرحى است كه امامان ( عليهم السلام ) آن را در وسط ايران و بر دستان ياران امام زينالعابدين ( عليه السلام ) در سال 73 تأسيس كردهاند . پس از آن هم ايشان آن را به طور خاص مورد عنايت داشته و خبر دادهاند كه آن ديار در آينده مكانتى عظيم و و الا خواهد داشت ، و اهالى آن ياران حضرت مهدي ( عليه السلام )
خواهند بود .
در برخى احاديث آمده كه قم به جهت مناسبت با نام قائم ( عليه السلام ) و اينكه اهل آن براى نصرت ايشان قيام ميكنند قم ناميده شد ، بحار الانوار 57 / 215 از عفان بصرى از امام صادق ( عليه السلام ) روايت ميكند : « آيا ميدانى چرا قم ، قم ناميده شد ؟ عرض كردم : خدا و رسولش داناترند ، فرمودند : قم ناميده شد ، زيرا اهالى آن با قائم آل محمد ( عليهم السلام ) اجتماع و قيام ميكنند ، بر او استوار مانده و يارى ميدهند . »
اهلبيت ( عليهم السلام ) براى قم مفهومى وسيعتر از يك شهر قائل هستند ، ايشان آن را به معناى خطّ و منهج ولايت اهلبيت ( عليهم السلام ) و قيام با حضرت مهدي ( عليه السلام ) نيز استعمال كردهاند ، بحار الانوار 57 / 217 نقل ميكند : « جماعتى از اهل رى بر امام صادق ( عليه السلام ) وارد شدند و گفتند : ما از اهالى رى هستيم ، ايشان فرمودند : خوش آمدند برادران ما از اهل قم ، آنان گفتند :
هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به كفاية الاثر / 106 ، دلائل الامامة / 239 ، الصراط المستقيم 2 / 116 و اثبات الهداة 3 / 523 و 572
( 2 ) . برخى گويند : همين احتمال دوم در روايت مقصود است و تعبير مزبور ، كنايه از تحمل سختى هاست ، از اين رو ، اختصاصى به ايرانيان ندارد ، براى آشنايى بيشتر با اين تعبير ر . ك به من لا يحضره الفقيه 1 / 231 حديث 696 . م