تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
او بيرق رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) را كه عمود آن از عمود عرش و ديگر قسمت‌هاى آن از نصر خداست مي‌گشايد . آن را به سوى چيزى فرود نمي‌آورد مگر آنكه خداوند آن را مي‌درد . چون آن را تكان دهد هيچ مؤمنى نمي‌ماند مگر آنكه دلش چونان پاره‌ى آهن شود . » پيش از اين گذشت كه بيرق رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) براى آخرين بار در نبرد جمل در بصره باز شد ، و خداى متعال چنين مشيت نموده كه بعد از آن ، در كنار قبر حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ، و بر دستان فرزندش امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) گشوده شود ، بيرقى كه فرشتگانى مخصوص آن را همراهى مي‌كنند و اسبابى الهى و توان افزا با خود دارد . برخى روايات بيانگر آن است كه امام ( عليه السلام ) اسلحه و تجهيزاتى را از زمين نجف و كوفه بيرون مي‌آورند ، يا آنكه براى ايشان در آنجا خواهند آورد ، ابن منادى در الملاحم / 64 از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « من نيك مي‌دانم كه زمين آنچه در آن به امانت سپرده‌اند براى كه بيرون خواهد آورد ، و خزائن خود را تسليم چه كسى خواهد نمود ، و اگر مي‌خواستم با پايم [ بر زمين ] مي‌زدم و مي‌گفتم : از اينجا كلاهخود و زره بيرون آريد . » اختصاص / 334 از عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مي‌كند : « قائم چون قيام كند به رحبه‌ى كوفه مي‌آيد و اين گونه با پا اشاره مي‌كند - و با دست خود به موضعى اشاره فرمودند - و مي‌گويد : اينجا را بكنيد ، آنان مي‌كنند و دوازده هزار زره ، دوازده هزار شمشير و دوازده هزار كلاهخود كه هر يك دو رو دارد بيرون مي‌آورند . سپس دوازده هزار مرد از عجم را فرا مي‌خواند و آنها را به آنان مي‌پوشاند ، آنگاه مي‌فرمايد : هركسى كه مانند آنچه بر تن شماست را ندارد ، بكشيد . » در بحث پيرامون خوارج بتريه از ارشاد القلوب 2 / 284 خواهد آمد : « اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به در دار الاماره‌ى كوفه رسيدند . پاى خود را بر زمين زدند و زمين لرزيد ، آنگاه فرمودند : بدانيد ! به خدا سوگند از آنچه در اينجاست آگاهم ، به خدا قسم چون قائم ما قيام كند ، از اين موضع دوازده هزار زره و دوازده هزار كلاهخود كه هر يك دو رو دارد خارج مي‌سازد . او آنها را به دوازده هزار مرد از فرزندان عجم مي‌پوشاند ، سپس فرمان مي‌دهد هر كسى را كه بر خلاف آن هيئتى كه آنان دارند هست ، بكشند . من آن را مي‌دانم و مي‌بينم ، همان گونه كه امروز را مي‌دانم . »