شدم ، فرمايش حضرت امير ( عليه السلام ) در خطبهايست كه در آن پيشگويى ميكنند ، با اشاره به قرامطه ميفرمايند : آنها ادّعاى محبت و دوستى ما را دارند ، ولى بغض و دشمنى ما را مخفى ميكنند . نشانهى آن اين است كه وارثان ما را ميكشند و جوانان ما را رها ميكنند .
آنچه امام ( عليه السلام ) از آن خبر دادهاند واقع شده است ، و قرمطيان بسيارى از آل ابو طالب ( عليه السلام )
را كشتند .
در همين سخنراني ، ايشان به اسطوانهاى در مسجد كوفه كه بدان تكيه ميدادند اشاره كردند و فرمودند : گويا حجر الاسود را ميبينم كه در اينجا نصب شده است ، واى بر آنان ، فضيلت حجر به خودى خود نيست ، بلكه به خاطر موضع و پايهايست كه در آن قرار دارد . مدّتى در اينجا و برههاى در آنجا ميماند - و به بحرين اشاره كردند - ، سپس به مأوى و جايگاه خود بر ميگردد .
و همان گونه كه ايشان فرمودند بر سر حجر الاسود آمد . »
امام ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ابتدا در نجف نزول اجلال ميكنند
در احاديث آمده كه امام مهدي ( عليه السلام ) وقتى وارد عراق ميشود ، به نجف ميرود ، و بعد آهنگ مسجد سهله ميكند . در فصل دوازدهم حديث كامل الزيارات / 119 و نيز تفسير عياشى 2 / 56
در رابطه با نصرت امام ( عليه السلام ) توسط فرشتگان را آورديم .
بحار 52 / 308 از كابلى از امام باقر ( عليه السلام ) روايت ميكند : « قائم در مكه بر اساس كتاب خدا و سنّت رسولش ( صلى الله عليه وآله ) بيعت ميپذيرد ، و شخصى را بر آن ميگمارد و خود متوجّه مدينه ميشود . به ايشان خبر ميرسد كه كارگزارش كشته شده ، پس باز ميگردد و جنگجويان را ميكشد ، و بيش از اين كارى انجام نميدهد . آنگاه ميرود و بين دو مسجد مردم را به كتاب خدا ، سنّت رسولش ( صلى الله عليه وآله ) ، ولايت على بن ابى طالب و بيزارى از دشمن او
فرا ميخواند . به بيداء كه ميرسد ، لشكر سفيانى به سوى آنان ميآيد ، ولى خداوند آنان را
به زمين فرو ميبرد . »
دلائل الامامة / 243 از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نقل ميكند : « گويا او را ميبينم كه سوار بر اسبى -