هستند و غنيمت شان اندك است [ چرا كه اهتمام آنان به كشتن است نه كسب غنيمت ] . خوشا به حال كسى كه آنان را بكشد و يا به دست آنان كشته شود . در آن زمان ، قومى براى جهاد با آنها قيام ميكنند كه در چشم متكبّران آن روزگار خوار و در زمين گمنامند ، ولى در آسمان مشهور . آسمان و اهل آن و زمين و اهل آن برايشان ميگريند . در اين هنگام ديدگان حضرت پر از اشك شد و فرمود : اى بصره ! بدا به حال تو ، از لشكرى كه نه گرد و غبارى دارد ، و نه سر و صدايي . منذر پرسيد : اى امير مؤمنان ! از آنچه فرموديد ، چه بر سر اهالى بصره بر اثر غرق شدن خواهد آمد ؟ و ويح و ويل يعنى چه ؟ فرمود : اينها دو در هستند ، ويح در رحمت و ويل در عذاب . اى پسر جارود ! فتنههاى بزرگى به وقوع خواهد پيوست . يكى از آنها آن است كه گروهى خواهند بود كه يكديگر را ميكشند . و نيز فتنهاى كه در پى آن خانهها ويران شده ، اموال به غارت ميرود ، مردها كشته ميشوند و زنان اسير شده ، ذبح ميگردند . واى كه تا چه اندازه سرگذشت آن زنان عجيب است . » ( 1 ) گفتيم كه اين خطبه مرسل و بدون سند است ، از اين رو نميتوان اعتماد كرد ، به جز اين قسمت : « همانند سينهى پرندهاى بر روى دريا ، از شهرتان چيزى بجز كنگره هاى مسجد ديده نميشود » كه عبارتى است مشهور و محدّثين و مؤرّخين آن را نقل كردهاند ، و سخن امام ( عليه السلام ) دربارهى صاحب زنج مؤيد آن است . راويان و تاريخ نگاران گواهى ميدهند كه امام اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) سه قرن پيش از اين رخداد به توصيف آن پرداختهاند ، از جمله در نهج البلاغهى صبحى صالح / 148 آمده است : « فتنههايى چونان پارههاى شبِ تاريك ، نه كسى ميتواند در مقابل آن بايستد ، و نه بيرق آنان شكست ميخورد . به طور كامل به سراغ شما ميآيد . رهبر آن ، آن را هل ميدهد و سوارهى آن ، آن را به زحمت مياندازد . اهالى آن گروهى هستند كه شرّشان سخت و غنيمتشان اندك است [ چون در صدد كشتن هستند و نه غنيمت بردن ] . در راه خدا گروهى به نبرد با آنان ميپردازند كه نزد متكبّران ذليل ، در زمين گمنام و در آسمان معروفند .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 614
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦١٤
هامش
( 1 ) . قسمتهايى از آن در احتجاج 1 / 250