تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
آن دو به پشت مي‌روند تا به سفيانى مي‌رسند و اين خبر را به او مي‌رسانند . از سويى ديگر بشير نزد مهدى كه در مكه حضور دارد مي‌آيد و ايشان با دوازده هزار نفر كه ابدال و اعلام هستند خروج مي‌كند . او مي‌آيد تا به محلّى كه سفيانى در آن است مي‌رسد و او را به اسارت مي‌گيرد . او بر كلب حمله مي‌كند ، زيرا آنان پيروان سفيانى بودند و زنان آنان را به اسارت مي‌گيرد ، گويند : زيانكار كسى است كه آن روز از غنائم كلب برنگيرد . » الفتن 1 / 327 از عبدالله‌بن‌عمرو : « نشانه‌ى خروج مهدى آن است كه لشكرى در بيابان به زمين فرو مي‌رود . » ابن‌حماد در الفتن مضامينى از روايات اهل‌بيت ( عليهم السلام ) را در اين باره مي‌آورد ، لكن اسرائيليات يا بافته‌هاى خود را نيز بدان مي‌افزايد ، البته برخى روايات وى معقول است ، مانند آنچه در 1 / 325 از امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « به اهل مدينه خبر مي‌رسد كه لشكرى به سمت آنان خارج شده است . پس هر كس از آل محمد ( عليهم السلام ) كه آنجاست به سمت مكه مي‌گريزد . توانا ناتوان را حمل مي‌كند و بزرگ كوچك را . لشكريان به شخصى از آل محمد دست مي‌يابند و او را در كنار احجار الزيت سر مي‌برند . » همان / 90 رواياتى را از امام باقر ( عليه السلام ) مي‌آورد ، از جمله : « كسى به مكه پناه خواهد آورد . هفتاد هزار نفر را - كه مردى از قيس فرمانده‌ى آنان است - به سراغ او مي‌فرستند . زمانى كه آنان به گردنه برسند ، آخرين نفر آنها وارد مي‌شود و اوّلين نفر آنها هنوز خارج نشده است كه جبرئيل ندا مي‌دهد : اى بيابان ! اى بيابان ! - و مشارق و مغارب زمين آن را مي‌شنوند - آنان را بگير كه خيرى در آنها نيست . تنها كسى كه از نابودى آنان آگاه مي‌شود چوپانى در آن كوه است و مي‌بيند كه در زمين فرو مي‌روند . هنگامى كه آن پناهنده خبر اينان را مي‌شنود ، خروج مي‌كند . »

جريان اين لشكر در منابع ما بدون تحريف آمده است

اختصاص / 255 و غيبت شيخ طوسى / 269 از امام باقر ( عليه السلام ) روايت مي‌كنند : « سفيانى لشكرى را به مدينه مي‌فرستد . مهدى از آنجا به مكه مي‌رود . به فرمانده لشكر سفيانى خبر