آنها تنها كسى كه خبر رساند باقى ميماند . »
مسلم بيش از بخارى امانتدارى كرده است ، او در صحيح خود 8 / 166 از عبيدالله بن قبطيه نقل ميكند : « من ، حارث بن ابى ربيعه و عبدالله بن صفوان نزد ام المؤمنين ام سلمه رفتيم . آن دو از او دربارهى لشكرى كه در زمين فرو ميرود سؤال كردند و اين ، در ايامى بود كه
ابن زبير قيام كرده بود ، ام سلمه گفت : رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : كسى به خانه [ ى خدا ] پناهنده ميشود و لشكرى به سمت او ميفرستند و زمانى كه آنان در بيابانى قرار ميگيرند به زمين فرو ميروند ، من گفتم : اى رسولخدا ! كسى از اين لشكر كه كار خود را خوش ندارد چه
[ و آيا او هم رهسپار دوزخ ميشود ] ؟ فرمودند : او نيز به زمين فرو ميرود ، ولى روز قيامت بر اساس نيتش مبعوث ميگردد . »
از امام باقر نيز روايت ميكند كه آن بيابان ، بيابان مدينه است . آنگاه مشابه اين را از
حفصه ميآورد .
مسلم در ادامه روايت ديگرى را از عايشه از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) نقل ميكند : « موجب شگفتى است كه مردمانى از امّت من ، در پى مردى از قريش كه به خانه [ ى خدا ] پناه جسته رهسپار آن ديار ميشوند و چون به بيابان برسند در زمين فرو ميروند .
گفتيم : اى پيامبر خدا ! در راه مردمانى [ گوناگون و با نيتهاى مختلف ] گرد ميآيند و هم مسير ميشوند ، ايشان فرمودند : آري ، در ميان آنان به مختار ، مجبور و مسافر است ،
همه يكباره هلاك ميشوند ، ولى گوناگون مبعوث ميشوند ، خداوند آنان را بر اساس نيتهايشان برميانگيزد . »
اين روايت بر آن دلالت ميكند كه صحابه از اين رخداد آگاهى داشتهاند و آن كسى كه به خانهى خدا پناهنده ميشود ، محور اساسى آن است .
بخارى و مسلم اين جريان را با اختصار بسيارى آوردهاند كه در ديگر آثار يافت ميشود . ( 1 )
هامش
( 1 ) . ر . ك به الجمع بين الصحيحين 4 / 238 و 245 ، المصنف ابن ابى شيبه 15 / 43 ، مسند احمد 6 / 316 ، سنن ابو داود 4 / 107 ، تهذيب ابن عساكر 3 / 450 ، جامع الاصول 10 / 179 ، جمع الفوائد 1 / 55 ، المسند الجامع 20 / 795 ، التاريخ الكبير 5 / 118 ، سنن ابن ماجه 2 / 1350 ، سنن نسائى 5 / 207 ، المعجم الكبير 23 / 202 و 24 / 75 ، المستدرك 4 / 429 - آن را بنابر شرط شيخين صحيح شمرده است - و المصنف عبدالرزاق 11 / 371