تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
[ پرچم ] هدايت مشتبه مي‌شوند - پيرامون مسجد اكبر آمد و شد كنند كه قاتل و مقتول در آتش‌اند . كشتار بسيار ، مرگ وسيع ، قتل نفس زكيه در پشت كوفه در ميان هفتاد نفر ، آنكه ميان ركن و مقام ذبح مي‌شود ، قتل صبر اسبغ مظفّر در بيعت بتان و به همراه بسيارى از شياطين انس ، خروج سفيانى با پرچمى سبز و صليبى از طلا كه فرمانده‌ى آن پرچم مردى است از كلب و با دوازده هزار اسب آهنگ مكه و مدينه مي‌كنند ، امير آن از بنى اميه است و خزيمه نام دارد ، چشم چپ ندارد ، در چشمش لكه‌اى خون است ، دنيا به كامش خواهد بود و بيرق او شكست نخواهد خورد تا آنكه در مدينه فرود آيد . پس مردان و زنانى از آل محمد را جمع مي‌كند و در خانه‌اى كه خانه‌ى ابو الحسن اموى گويند زندانى مي‌كند . » نگارنده : اين احاديث مي‌رساند كه آل فلان حكومتى نيرومند خواهند داشت ، لكن به سبب رخداد اختلاف ميان آنان رو به ضعف مي‌روند . پس از آن خليفه‌شان مي‌ميرد كه با مرگ آن فرج و گشايشى رخ مي‌نمايد . در ادامه سفيانى خروج مي‌كند و يمانى ظاهر مي‌شود . به دنبال آن اتفاقى در ميان دو حرم مكه و مدينه رخ مي‌دهد و درگيرى و نبرد بين سه بيرق در حجاز شدّت مي‌گيرد و همه اهل آتش‌اند . بعد از آن امام ( عليه السلام ) ظاهر مي‌شوند و لشكر سفيانى مي‌آيند تا حركت ايشان را در نطفه خفه كند ، لكن معجزه‌ى موعود رخ مي‌دهد و آنان طعمه‌ى زمين مي‌شوند . امام ( عليه السلام ) رهسپار عراق مي‌شوند . از آنجا به دمشق مي‌روند و جنگى با سفيانى به وقوع مي‌پيوندد كه به شكست سفيانى و قتل وى توسّط آن حضرت منتهى مي‌شوند و در ادامه ايشان بر بلاد حكمرانى خواهند داشت .

حكمرانى مي‌ميرد و مرگ او فرج تمامى مردم است

غيبت نعمانى / 267 از ابو بصير از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مي‌كند : « مردم در عرفاتند كه شخصى سوار بر شترى سريع مي‌آيد و خبر از مرگ خليفه‌اى مي‌دهد كه با مرگ او فرج آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) و نيز فرج تمامى مردم خواهد بود . » همان / 257 از ابن ابى يعفور چنين نقل مي‌كند : « امام صادق ( عليه السلام ) به من فرمودند : با دست بشمار ؛ هلاكت فلانى - نام مردى از بنى عبّاس - ، خروج سفياني ، قتل نفس ، لشكرى كه به