خواهد شد ، و پس از آن تنها به سمت نقصان خواهد رفت . » ( 1 ) عمر ميانگارد اسلام شترى است كه بايست پير شود و از دنيا برود ! وى ميگفته است : « اهل مكه از آن خارج ميشوند . بعد از آن تنها افراد كمى از آن عبور ميكنند . پس از مدتى مملو از افراد ، و از نو ساخته ميشود . سپس از آن خارج ميشوند و هرگز بدان باز نخواهند گشت . » ! ( 2 ) بخارى در صحيح خود 2 / 159 فصلى با عنوان « انهدام كعبه » منعقد كرده و در آن از عايشه نقل ميكند : « پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفتند : لشكرى به كعبه هجوم ميآورد ولى در زمين فرو ميروند . ابن عباس گويد : گويا سياه پوستى گشاده ران را ميبينم كه سنگ سنگ آن را ميكند . ابوهريره گويد : پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : ذو السويقتين از حبشه ، كعبه را ويران ميكند . » اينان اين مطلب را حتى به حضرت امير ( عليه السلام ) نسبت دادند ! حاكم در المستدرك از حارث بن سويد از ايشان نقل ميكند - ولى صحيح نميشمارد : « حج بگذاريد ، پيش از آنكه نتوانيد حج گذاريد . گويا حبشى گوش كوچك افدع ( 3 ) را ميبينم كه تيشهاى در دست دارد و كعبه را سنگ سنگ برميكند . گفتم : آيا اين را خود ميگوييد يا از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدهايد ؟ فرمود : نه ، قسم به آنكه دانه را شكافت و انسان را آفريد . بلكه از پيامبرتان ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم . » لكن اهلبيت ( عليهم السلام ) در قبال اين پندار باطل جبهه گرفتند و از تحريف اين احاديث پرده برداشتند ، اقبال الاعمال / 582 از ابان بن محمد معروف به سندى چنين مينگارد : « امام صادق ( عليه السلام ) در زير ناودان كعبه مشغول دعا بودند و عبدالله بن حسن طرف راست ، حسن بن حسن طرف چپ و جعفر بن حسن پشت سر ايشان بودند . پس از مدتى عبّاد بن كثير بصرى آمد و گفت : اى ابا عبدالله ! و سه بار اين را تكرار كرد ، بار ديگر گفت : اى جعفر ! ايشان فرمودند : اى ابو كثير ! هرچه ميخواهى بگو . وى گفت : من در كتابى كه در آن دانشى دارم چنين يافتهام كه مردى اين بنا را سنگ
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٩٩
هامش
( 1 ) . مسند احمد 3 / 463
( 2 ) . مسند احمد 1 / 23 و مجمع الزوائد 3 / 298 كه آن را حديثى حسن دانسته است
( 3 ) . كسى كه در مچ دست و يا پاى او كجى باشد .