فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 502
همين را از معاذ بن جبل چنين مينگارد : رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : خدايا به ما در صاع ، مدّ ، شام ، يمن و حجازمان بركت ده ، در اين هنگام مردى برخاست و گفت : يا رسول الله ! و در عراقمان ، ولى ايشان چيزى نگفتند . حضرت روز دوم نيز سخنان روز اوّل را گفتند و آن مرد برخاست و همان جمله را تكرار كرد ، و با سكوت ايشان مواجه شد . پس گريه كنان پشت كرد تا برود كه حضرت او را صدا زدند و فرمودند : آيا تو اهل عراق هستي ؟ او پاسخ مثبت داد ، ايشان فرمودند : پدرم ابراهيم ( عليه السلام ) خواست تا آنان را نفرين كند ، ولى خدا به او وحى كرد : چنين نكن ، زيرا من خزائن دانش خود را در ميان آنان قرار دادم ، و مهربانى را در قلوب آنان نهادم . » نگارنده : واضح است كه اين روايت را در راستاى خدمت به شام ، معاويه و اهل كتاب به كار گرفتهاند ، علاوه بر آنكه تهافت عبارات و فضاى موجود در آن بر ترديد انسان ميافزايد . به نظر من راجح آن است كه بگوييم اين حديث هيچ ربطى به رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) ندارد . برترى لشكر شام بر ديگران ! مسند احمد 4 / 110 از ابن حواله روايت ميكند : « رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : چنان خواهد شد كه لشكرهايى گرد خواهند آمد ؛ لشكرى در شام ، لشكرى در يمن و لشكرى در عراق . من گفتم : اى رسولخدا ! شما براى من انتخاب كنيد تا اگر آن دوران را درك كردم در آن باشم ، ايشان فرمودند : با شام باش كه زمين برگزيدهى خداست و بندگان برگزيدهاش را بدان سو ميبرد . اگر نپذيرفتيد ، به يمنتان برويد و از رودخانهتان آب برداريد . خداوند عزوجل براى من شام و اهالى آن را ضمانت كرده است . » ( 1 ) ( 1 ) . مشابه آن در همان 5 / 33 و 299 ، سنن بيهقى 9 / 179 ، التاريخ الكبير بخارى 5 / 33 و حلية الاولياء 2 / 3 در جامع الاحاديث القدسية 3 / 292 ابن حواله مدح شام را به حديثى قدسى تبديل ميكند ! وى از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) چنين نقل ميكند : « ايشان سه بار فرمودند : به شام برو ، و چون كراهت من نسبت به شام را ديدند گفتند : آيا ميدانيد خداى عزوجل دربارهى شام چه ميگويد ؟