سنگ در هم ميشكند .
حضرت فرمودند : اى ابو كثير ! كتاب تو دروغ گفته است ، ولى به خدا قسم گويا زرد پا ، باريك ساق ، شكم درشت ، باريك گردن و بزرگ سر را در كنار اين ركن ميبينم - و با دست به ركن يمانى اشاره كردند - كه مردم را از طواف منع ميكند تا آنكه از او بهراسند . آنگاه خداوند مردى از من را بر ميانگيزد - و با دست به سينه اشاره كردند - كه او را بسان كشتن عاد ، ثمود و فرعون ذو الاوتاد به قتل رساند .
در اين هنگام عبدالله بن حسن گفت : به خدا سوگند ابو عبدالله راست گفت ، و همهى آنها ايشان را تصديق كردند . »
پس اين ماجرا به دوران ظهور امام ( عليه السلام ) مربوط ميباشد و رخدادى است كه در حرم و توسّط شخصى سياه پوست كه فرمان دستگاه حاكم را اجراء ميكند و مردم را از طواف باز ميدارد واقع ميشود . لكن راويان سرسپرده قسمتى از آن را گرفتند و تحريف نمودند ، و آن را به انهدام و زوال كعبه تغيير دادند !
اهلبيت ( عليهم السلام ) روايت پير شدن اسلام به مانند شتر را نيز مردود اعلام داشتند و بشارت نبوى - در رابطهى با آيندهى اسلام و اينكه چونان بستانى است كه شايد گروه پسين ميوههايشان رسيدهتر باشد - را نشر دادند .
خصال / 475 و كمال الدين 1 / 269 از امام صادق ، از پدرانش ، از اميرالمؤمنين ( عليهم السلام )
نقل ميكند : « رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : شاد باشيد ، شاد باشيد ، شاد باشيد كه مَثَل امت من مثل بارانى است كه نميدانند اوّل آن بهتر است يا آخر آن . مثل امت من مثل بستانى است كه گروهى يك سال از آن اطعام ميشوند و سپس گروهى [ ديگر ] يك سال ، و شايد آنچه نصيب آخرين گروه شود ، وسيعتر ، پربارتر و چيدنيهايش بهتر باشد .
امّتى كه من ابتداى آن هستم ، دوازده تن از سعيدان و صاحبان خِرد پس از من هستند و مسيح عيسى بن مريم در انتهاى آن ، چسان هلاك شود ؟ ولى در اين بين فتنه جويان به هلاكت ميرسد ، نه آنان از من هستند و نه من از آنان . »
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 500
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥٠٠