تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

كسى كه با اخلاصِ در ولايت انتظار كشد ، اهل بهشت است

كافى 8 / 76 از حكم بن عتيبه نقل مي‌كند : « با امام باقر ( عليه السلام ) بوديم و خانه از اهلش موج مي‌زد كه پيرمردى عصا زنان آمد . بر در خانه ايستاد و گفت : السلام عليك يابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و سكوت كرد . امام باقر ( عليه السلام ) فرمودند : و عليك السلام و رحمة الله و بركاته . پيرمرد به اهل خانه رو كرد و سلام گفت و همه جواب دادند . او در ادامه به امام ( عليه السلام ) رو كرد و عرضه داشت : اى پسر رسول‌خدا ! خدا مرا فدايت گرداند ، مرا به خود نزديك گردان كه به خدا سوگند دوستتان دارم و نيز دوستدار دوستدارانتان هستم و به خدا قسم شما و دوستدارانتان را به خاطر طمع در دنيا دوست نمي‌دارم . قسم به خدا دشمنتان را دشمن مي‌دارم و از او بيزارى مي‌جويم و اين به خاطر طلب خونى كه ميان من و او باشد نيست . قسم به خداوند من حلال شما را حلال و حرام شما را حرام مي‌شمارم و انتظار امر شما را مي‌كشم ، خدا مرا فدايت گرداند ، آيا نسبت به من [ و فرجامى نيك براى من ] اميدواريد ؟ امام باقر ( عليه السلام ) فرمودند : نزديك من بيا ، نزديك من بيا و او را در كنار خود نشاندند . سپس فرمودند : اى پيرمرد ! مردى نزد پدرم على بن الحسين ( عليهما السلام ) آمد و از ايشان همان سؤالى را كه تو از من كردى پرسيد ، پدرم فرمودند : اگر بميرى نزد رسول‌خدا ، اميرالمؤمنين ، امام حسن ، امام‌حسين و على بن الحسين ( عليهم السلام ) وارد خواهى شد ، دلت آرام ، سينه‌ات مسرور و ديده‌ات روشن خواهد شد و با آسايش و راحتى به همراه [ فرشتگان ] بزرگوار نويسنده از تو استقبال خواهد شد ، آن هنگام كه جانت به اينجا برسد - و با دست به حلق خود اشاره فرمودند - . و اگر زنده بمانى چيزى را مي‌بينى كه خداوند بدان ديده‌ات را روشن خواهد ساخت و [ در آخرت ] در اعلى درجات بهشت با ما همراه خواهى بود . پيرمرد پرسيد : اى ابا جعفر ! چه فرموديد ؟ امام ( عليه السلام ) سخن را تكرار كردند ، آن پيرمرد صدا زد : الله اكبر ، اى ابا جعفر ! اگر بميرم نزد رسول‌خدا ، اميرالمؤمنين ، امام حسن ، امام‌حسين و على بن الحسين ( عليهم السلام ) وارد خواهم شد ، ديده‌ام روشن مي‌شود ، دلم آرام و سينه‌ام مسرور خواهد شد و با آسايش و راحتى به همراه [ فرشتگان ] بزرگوار نويسنده از من استقبال خواهند نمود ، آن هنگام كه جانم به اينجا برسد ، و اگر زنده بمانم چيزى را مي‌بينم كه خداوند چشمم را