تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥

ظاهراً تحريف گران اين مطلب غير عرب بوده‌اند كه ابدال را تنها از عجم دانسته‌اند ! در سنن ابو داود 2 / 30 در وصف عنبسة بن عبد الواحد قرشى اموى چنين آمده است : « ما قبل از آنكه بشنويم ابدال از غير عرب هستند ، او را از ابدال مي‌دانستيم . » در سؤالات الآجرى 1 / 204 پس از آنكه از ابو داود در مورد عنبسة بن عبد الواحد قرشى مي‌پرسند و وى در پاسخ سخنى با همان مضمون بالا را از محمد بن عيسى نقل مي‌كند ، روايتى از عطاء از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مي‌آورد : « ابدال از غير عرب هستند و تنها منافق با غير عرب دشمنى مي‌كند . » ( 1 ) محمد بن عيسى كه نزد اينان ثقه است ( 2 ) بر نمي‌تابد عنبسه‌ى اموى از ابدال باشد ، چون عرب است و ابدال همه از غير عرب ! البته جاى شگفتى نيست ، چرا كه بسيارى از راويان دستگاه خلافت ، پيشوايان مذاهب سنّى و مؤلفين مصادر آنان غير عرب هستند ! لذا عجيب نيست چنين روايتى را جعل كنند . بعضى از اهل سنّت ( 3 ) تلاش كرده است تا مَوالى و غير عرب را به معناى شريفان بگيرد تا بنى اميه را در آنان داخل كند و ليكن اين تلاش با شكست مواجه است . مناوى در فيض القدير 3 / 220 مي‌نويسد : « ظاهر اين روايت كه ابدال از غير عرب هستند آن است كه اين حديثى كامل است ، و حال آنكه ادامه دارد و حاكم كه آن را نقل كرده است در ادامه چنين مي‌آورد : و غير عرب را تنها منافق دشمن مي‌دارد . در برخى روايات در بيان نشانه‌هاى ابدال آمده كه آنان فرزند دار نمي‌شوند و چيزى را لعن نمي‌كنند ! غزالى گويد : ابدال به خاطر اين از ديدگان مردم و عموم مخفى هستند كه نمي‌توانند به عالمان زمان نگاه كنند چون عالمان نزد ابدال جاهلان به خدا هستند ، و نزد خود و جاهلان عالمند ! خاتمه : ابن عربى گويد : اوتاد كه خداوند به سبب آنان عالم را حفظ مي‌كند تنها چهار نفرند و اخصّ از ابدال ، دو امام اخصّ از اين چهار تن و قطب اخصّ از همه . ابدال لفظى است مشترك كه بر كسى كه اوصاف مذمومش به پسنديده مبدّل شده ، و نيز تعدادى خاص

هامش
( 1 ) . و نيز تاريخ بغداد 12 / 279 ، تهذيب الكمال 22 / 421 و اكمال الكمال 4 / 32
( 2 ) . سؤالات آجرى 2 / 200
( 3 ) . شرح ابو داود 8 / 151