المعجم الكبير 18 / 65 از عوف بن مالك : « به اهل شام ناسزا نگوييد ، زيرا از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم كه فرمود : ابدال در ميان آنها هستند ، و شما به خاطر آنها يارى ميشويد و روزى ميخوريد . »
الجامع الصغير 1 / 470 : « ابدال چهل مرد و در شامند . هرگاه مردى بميرد ، خدا مردى ديگر را جايگزين او كند . به سبب آنهاست كه باران ميبارد ، بر دشمنان پيروزى حاصل ميشود و عذاب از اهل شام دفع ميگردد . ابدال چهل مرد و چهل زنند . هرگاه مردى بميرد ، خداوند مردى را جايگزين او ميكند ، و چون زنى بميرد زنى را . »
ابن عربى هم دربارهى تعداد آنان سخن ميگويد و طبيعى است كه خود را رئيس آنان قرار دهد ! وى در فتوحات 2 / 13 مينويسد : « آنان نزد كسى كه چهل نفر معتقد است چهل نفرند ، ولى برخى آنان را هفت تن ميداند . علت اين اختلاف آن است كه خداوند آنان را معرفى نكرده است . »
حلية الاولياء 1 / 8 از پسر عمر نقل ميكند : « رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : بهترينان امّت من در هر قرنى پانصد تن هستند . ابدال نيز چهل نفرند . نه آن پانصد تن كاهش مييابند و نه اين چهل نفر . هرگاه يكى بميرد ، خداوند عزوجل يكى را جايگزين او ميكند .
گفتند : يا رسول الله ! كردار آنان چگونه است ؟ فرمود : از كسانى كه به آنها ستم ميكنند ميگذرند . به آنانى كه به ايشان بدى ميكنند نيكى ميكنند و [ با ديگران ] در آنچه خداى عزوجل به آنان عطا كرده مواسات مينمايند . » ( 1 )
هر كجا ميروم ردّ پايى از روباه است !
( 2 ) در هر تحريفى بايد سراغ از كعبالاحبار گرفت و اين مطلبى است خالى از اغراق . پيش از اين نيز بافتههاى او دربارهى دجّال ، مدح معاويه و شام و مذمّت حجاز و مصر گذشت . اين ضرب المثل را شيخ محمود ابو رية در الاضواء / 134 در مورد كعب به كار برده است ، در باب
هامش
( 1 ) . و نيز حلية الاولياء 3 / 172 ، القول المسدد / 108 و كشف الخفاء / 25 و در آن اين عبارت نيز آمده است : آنان در تمامى زمين هستند . و نيز ر . ك به روايات بسيارى كه در تفسير آيهي : وَلَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الأرض ، و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيلهى برخى ديگر دفع نميكرد ، قطعاً زمين تباه ميگرديد ، نقل و تصحيح كردهاند ، از جمله الدرالمنثور 1 / 320
( 2 ) . عنوان مؤلف محترم چنين بود : فى كل وادٍ أثر من ثعلبة و در ترجمه گذشت . حكايت اين ضرب المثل آن است كه ثعلبى در ميان قوم خود امرى ناخوشايند ديد و لذا به قومى ديگر روى آورد ، و ليكن آنان هم همان عيب را داشتند . م