تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
كه چهل نفرند - و برخى سى تن و برخى ديگر هفتاد تن مي‌دانند - اطلاق مي‌شود . هريك از اوتاد چهارگانه نيز يكى از اركان كعبه را دارد . ركن يمانى بر قلب عيساست ، ركن شامى بر قلب آدم ، عراقى بر قلب ابراهيم و ركن حجر الاسود بر قلب محمد است كه به حمد الله براى ماست . » مي‌بينيم كه او چگونه اين درجات - كه چون درجات پيامبران ( عليهم السلام ) و فراتر است - را به خود مي‌بخشد ! مناوى در ادامه انتقاد سيوطى بر ابن تيميه - نسبت به انكار احاديث ابدال - را تأييد كرده مي‌نويسد : « سيوطى با نقل تمامى طرق رواياتِ اين باب عادت خود را كنار گذاشته است ، و غرض او اشاره به بطلان پندار ابن تيميه است كه مدّعى است لفظ ابدال در هيچ خبر صحيح يا ضعيفى نيامده است و تنها در يك خبر با سندى منقطع آمده . اين ادّعاى وى از تهوّر و نيز گزافه گويى او پرده بر مي‌دارد و كاش مي‌گفت كه چنين روايتى را نديده است ، نه اينكه وجود چنين روايتى را انكار كند . حتى اگر فرض كنيم همه‌ى اين اخبار ضعيف هستند ، لكن نمي‌توان انكار نمود كه حديث ضعيف با كثرت طرق و تعدّد كسانى كه آن را در كتب خود آورده‌اند تقويت مي‌شود و تنها جاهل به بحث حديث و معاند متعصّب اين مطلب را انكار مي‌كند . »

و گفتند كه علامت آنان عقيم بودن است

ابن حجر در لسان الميزان 2 / 506 مي‌نويسد : « امام احمد گويد : از نشانه‌هاى ابدال آن است كه فرزند دار نمي‌شوند ، و حمّاد بن سلمه از ابدال بود و فرزند دار نشد . » تهذيب الكمال 7 / 264 : « شهاب بن معمّر بلخى گويد : حمّاد بن سلمه از ابدال به حساب مي‌آمد . علامت آنان آن است كه فرزند دار نمي‌شوند . حمّاد با هفتاد زن ازدواج كرد ولى فرزندى به دست نياورد . » ( 1 ) آنان گام فراتر نهاده و اين نشانه را به حضرت امير ( عليه السلام ) نسبت دادند ! مغنى المحتاج 1 / 11 مي‌نويسد : « حضرت علي ( عليه السلام ) : ابدال در شامند ، نجيبان در مصر و عصائب - يعنى زهّاد - در

هامش
( 1 ) . و نيز ميزان الاعتدال 1 / 591 ، الانساب سمعانى 2 / 356 و عون المعبود 8 / 151