منحصر ميكند و لذا وجود چنين حديثى را منكر شده است ! گرچه دچار تناقضى ديگر شده است ؛ او مقام ائمه ( عليهم السلام ) و ابدال را به ساحران و شياطين جن عطا كرده و پنداشته اينها قادر بر ارائهى معجزاتند ، و معجزاتى از آنها نقل نموده كه از رسولخدا و ائمهى هدي ( عليهم السلام ) نميپذيرد ! بالاتر آنكه ميپندارد جنى نزد او هست كه به صورت او ظاهر شده و كارهاى خير انجام ميدهد ! ترمذى در نوادر الاصول 1 / 263 از حذيفه نقل ميكند : « ابدال سى مرد ، در شام و بر منهاج ابراهيم ( عليه السلام ) هستند . هرگاه يكى بميرد ، خداوند ديگرى را جايگزين ميكند . عَصَب ( 1 ) در عراق و چهل نفر هستند و هرگاه يكى بميرد ، خدا ديگرى را جاى او قرار ميدهد . بيست تن از آنان تلاشى مانند عيسى بن مريم دارند و به بيست تن از آنها مزامير آل داود را دادهاند ، عصب مردانى شبيه ابدالند . . . در خبر آمده است : زمين از رفتن پيامبران و پايان يافتن دوران نبوّت به خداى متعال شكايت كرد و خدا به او گفت : بر پشت تو چهل صدّيق را قرار خواهم داد و آرام شد . » قيصرى در شرح فصوص / 129 مينويسد : « و به هنگام پايان يافتن نبوّت تشريع به جهت ختم دايرهى آن و آشكار شدن ولايت از باطن ، مقام قطبيت به اولياء منتقل شد ، و پيوسته در اين مرتبه يكى از آنها خواهد بود تا اين ترتيب و نظام حفظ شود . » اينان اين گونه به ظن و خيال تمسك كردند و حديث يقينى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را كه آنان را به امام ابدال در تمامى اعصار راهنمايى ميكند رها كردند ، آنجا كه فرمودند : « من در ميان شما دو شيء گران ميگذارم ؛ كتاب خدا و عترتم . . . لطيف خبير به من خبر داده است كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا آنكه در كنار حوض بر من وارد شوند ، پس بنگريد چگونه پس از من با آنها رفتار ميكنيد . » ( 2 ) سپاس مخصوص خداوند است كه ما را به ولايت عترت پاك پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هدايت كرد ، و از ولايت كسانى كه احبار يهود آنان را گماردند و خلفا زمينه را براى آنها فراهم كردند رهايى بخشيد .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤٥٨
هامش
( 1 ) . به معناى گروه و پيشتر گذشت كه آن را به معناى زهّاد گرفتهاند .
( 2 ) . مسند احمد 3 / 17 ، 14 ، 26 و 59 و دهها منبع ديگر