راويان وابسته گفتند : ابدال جانشينان انبياء هستند و هيچ عربى ميان آنان نيست !
تفسير قرطبى 3 / 259 مينويسد : « علماء دربارهى مردمانى كه فساد به واسطهى آنها دفع ميشود ( 1 ) اختلاف دارند ، برخى گفتهاند : آنان ابدال و چهل نفرند كه چون يكى بميرد خدا ديگرى را جايگزين ميكند و به هنگام قيامت همهشان ميميرند . آنان بيست و دو نفر در شام هستند و هيجده تن در عراق . ترمذى در نوادر الاصول از ابو الدرداء روايت ميكند : انبياء قوام زمين بودند و چون نبوّت به پايان رسيد خداوند قومى از امّت محمد ( صلى الله عليه وآله ) را كه ابدال نام دارند به جاى آنها قرار داد . آنان جانشينان پيامبران و گروهى هستند كه خدا براى خود برگزيده و با علم خويش براى خود خالص گردانيده است . ايشان چهل صدّيق هستند كه سى تن آنها يقينى مانند ابراهيم خليل الرحمن دارند . . . كسى از آنان نميميرد مگر بعد از آنكه خداوند جانشين او را آفريده باشد . » سخن قرطبى دربارهى مردمانى كه فساد به سبب وجود آنها دفع ميشود ، به اين مطلب بر ميگردد ؛ عالمان سنّى بر اين نظر اتّفاق دارند كه جماعتى وجود دارند كه خدا فساد مجتمع بشرى و اختلال نظام طبيعت را به سبب آنان دفع ميكند ، ولى سخن سر شناخت آنان است . اينان اين باور را از اعتقاد ما دربارهى امامان از عترت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) - كه خداوند فساد را به سبب آنان دفع ميكند ، زمين خالى از آنان نخواهد بود و اگر خالى شود اهلش را فرو ميبرد - برگرفتهاند . ميبينيم كه چگونه امّت وصيت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در مورد عترت را زير پا گذاشته ، بر خصائص خداداد آنان هجوم آوردند و آن را براى مردمانى عادى مصادره كردند !