تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

7 . مواريث پيامبران ( عليهم السلام )

ارشاد / 274 از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مي‌كند كه فرمودند : « دانش ما باقي ، مكتوب ، به صورت كوفتن در قلوب و گوش‌هاست . نزد ما جفر احمر ، جفر ابيض ، مصحف فاطمه ( عليها السلام ) و جامعه - كه در آن هر چيزى مردمان بدان نياز دارند - هست . از ايشان درباره‌ى تفسير اين كلام پرسش شد و فرمودند : باقى دانش نسبت به آن چيزهايى است كه رخ خواهد داد ، مكتوب دانش به گذشته است ، كوفتن در قلب‌ها الهام ، و در گوش‌ها سخن فرشتگان است ، ما گفتار آنها را مي‌شنويم ، ولى خودشان را نمي‌بينيم . جفر احمر ظرفى است كه در آن سلاح رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) است ، و آن را كسى بيرون نمي‌آورد تا قائم ما اهل‌بيت قيام كند . جفر ابيض ظرفى است كه در آن تورات موسي ، انجيل عيسي ، زبور داود و كتاب‌هاى نخستين خداست . در مصحف فاطمه ( عليها السلام ) هم حوادث آينده و اسامى تمام حاكمان تا روز قيامت است . و اما جامعه كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع است ، و رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) آن را املاء مي‌كردند و على بن ابى طالب ( عليه السلام ) مي‌نوشتند . به خدا سوگند هر آن چيزى كه تا روز قيامت مردمان بدان احتياج دارند ، حتى ديه‌ى خراش و [ حدّ ] يك تازيانه و نيم تازيانه در آن هست . بصائر الدرجات / 188 از ابو بصير : « خدمت امام‌جعفرصادق ( عليه السلام ) عرض كردم : فدايت شوم ، مي‌خواهم بر سينه‌ى شما دست بكشم ، ايشان فرمودند : همين كار را بكن ، من هم دست خود را بر سينه‌ى و شانه‌ى آن حضرت كشيدم . فرمودند : اى ابا محمد ! علت اين كار چه بود ؟ عرضه داشتم : فدايت شوم ، از پدرت شنيدم كه فرمودند : قائم سينه‌اى گشاده و شانه‌هايى درشت كه بين آن دو عريض است دارد . امام ( عليه السلام ) فرمود : اى ابا محمد ! پدرم زره رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) را در بر نمود و بر زمين كشيده مي‌شد . من نيز آن را پوشيدم و تا حدّى اندازه بود ، اما چون قائم آن را بپوشد ، به مانند رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) كه پايين آن را بالا مي‌كشيدند و با دو حلقه ، وسط آن را بالا مي‌آوردند [ يعنى مقدارى برايشان كوچك بود ] خواهد بود . صاحب اين امر [ در ظاهر ] از چهل سال