تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مقصود راوى از « مردى كه مي‌پندارد از من است در حالى كه چنين نيست » حضرت امير ( عليه السلام ) است و « كسى كه مردمان بر او اجتماع مي‌كنند » معاويه ، و « فتنه‌اى كه شخص در آن مي‌جنگد ولى نمي‌داند . . . » فتنه‌ى ابن زبير و ديگران . هدف آنها از اين روايت آن است كه بگويند جنگ حضرت علي ( عليه السلام ) با شورشيانى كه بر آن حضرت خروج كرده بودند ، فتنه بوده و خود او مسؤوليت آن را بر عهده دارد ، به علاوه آنكه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از او بيزارى جسته است ! ! ! لذا آنان چنين مي‌پندارند كه بر آن حضرت لازم بود در قبال شورشيان سكوت اختيار كند تا آنها بتوانند سرزمين‌ها را بگيرند و بر ايشان پيروز شوند ! و اين در حالى است كه هر كسى كه بر ابوبكر ، عمر ، عثمان و معاويه خروج كند ، كافر و شورشى است و در ميان مسلمانان تفرقه افكنده است و بر آنان و نيز مسلمين واجب است كه به نبرد با او بپردازند و او را از به فساد كشاندن امت منع كنند ! باعث تأسف است كه اينان ، اين عبارت « سپس فتنه‌ى سراء خواهد بود كه دود آن ، از زير پاى مردى از اهل‌بيتم كه مي‌پندارد از من است در حالى كه چنين نيست ، بيرون مي‌آيد ، اولياى من تنها پارسايان هستند » را كه براى ايشان محبوب جلوه داده شده ، زياد روايت كرده‌اند ! احمد در مسند 2 / 133 از عبدالله‌بن‌عمر چنين روايت كرده است : « نزد رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) نشسته بوديم كه از فتنه‌ها ياد كرد و در اين باره مطالب زيادى گفت ، تا آنكه سخن از فتنه‌ى احلاس به ميان آورد . شخصى پرسيد : اى رسول‌خدا ! فتنه‌ى احلاس چيست ؟ گفتند : فتنه‌اى كه در آن مردمان مي‌گريزند و مال و خانواده‌شان را از دست مي‌دهند . سپس فتنه‌ى سراء رخ مي‌دهد كه فساد - يا دود - آن از زير پاى مردى از اهل‌بيتم كه مي‌پندارد از من است و حال آنكه چنين نيست ، بيرون مي‌زند ، اولياى من تنها پارسايان هستند . سپس مردمان بر گرد مردى اجتماع مي‌كنند ، آنسان كه بر جايى متزلزل بنشينند . آنگاه فتنه‌اى سخت به وقوع مي‌پيوندد كه كسى از اين امت را رها نمي‌كند مگر آنكه به او لطمه‌اى وارد مي‌آورد ، و هرگاه بگويند پايان يافت ، امتداد مي‌يابد . شخص در آن فتنه صبح مؤمن است ولى شب هنگام كافر مي‌شود ، و هم چنان ادامه مي‌يابد تا آنكه مردمان به دو خيمه تقسيم شوند : يكى