برخى روايات پنج فتنه را عنوان كرده است
ابن ابى حاتم در علل الحديث 2 / 411 از عمارة بن عبيد ، بزرگى از جشعم آورده است : « شنيدم رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) براى ما از پنج فتنه سخن به ميان ميآورد كه چهار تاى آن را ميدانم كه گذشته و پنجمين آنها در ميان شما اهل شام است . ( 1 ) عمارة در ادامه گفت : اگر به پنجمين فتنه برخوردى و توانستى كه در خانهات بنشيني ، چنين كن ، و اگر هم توانستى سوراخى در زمين پيدا كنى و در آن داخل شوي ، چنين كن . » الفتن 1 / 51 از حزن بن عبد عمرو چنين نقل ميكند : « در غزوه طوانه ( 2 ) وارد روم شديم و در دشتى فرود آمديم . من افسار چارپايان يارانم را گرفتم و ريسمان آنها را باز كردم و آنان در پى چيزى براى خوردن رفتند ، در همين حال بودم كه شنيدم كسى ميگويد : السلام عليك و رحمة الله و بركاته ، برگشتم و مردى را ديدم كه جامههايى سفيد در بر داشت ، گفتم : السلام عليك و رحمة الله و بركاته ، او گفت : آيا از امت احمدي ؟ پاسخ دادم : آري ، گفت : پس صبورى كنيد كه اين امت ، امتى مرحومه است ، خداوند پنج فتنه و پنج نماز را براى شما قرار داده است ، گفتم : آنها را برايم نام ببر ، گفت : به خاطر بسپار : يكى فوت پيامبرتان است كه نام آن فتنه در كتاب خدا ، بغته است ، پس از آن فتنهى قتل عثمان است كه در كتاب خدا صماء نام دارد ، سپس فتنهى ابن زبير است كه در كتاب خداوند ، عمياء نام دارد ، آنگاه فتنهى ابن اشعث خواهد بود كه در كتاب الله بتيراء ناميده شده است ، سپس پشت كرد در حالى كه ميگفت : صيلم باقى مانده است ، صيلم باقى مانده است ، و من نفهميدم به كجا رفت . »