وى دو پسرش را نيز وصيت كرد تا با اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ، و آزمند شهادت در كنار ايشان باشند ، آن دو نيز به اين وصيت عمل نمودند و در صفين و در ركاب آن حضرت به شهادت رسيدند . خود حذيفه هم پس از چند روز در همان مدائن درگذشت ، در حالى كه اين گزارش چنين نشان ميدهد كه وى در كوفه بوده است و اين امر خود از علائم دروغين بودن آن است .
الفتن 1 / 53 مشابه همين مضمون را از حذيفه از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) آورده است : « فتنهاى خواهد بود ، و آنگاه همبستگى و اتحاد خواهد شد ، باز فتنهاى به وقوع ميپيوندد كه همبستگى و اتحاد را در پى دارد ، سپس فتنهاى رخ مينمايد كه عقلها در آن سرگردان ميشود . »
مقصود از فتنهى نخست ، قتل عثمان است و مراد از دومين فتنه ، جنگهايى است كه بر ضدّ حضرت امير ( عليه السلام ) برپا ميشود و منظور از سومين آن ، فتنهى بنى اميه است ، و اين با عقيده خوارج هماهنگ است .
برخى روايات از چهار فتنه سخن ميراند
الفتن 1 / 54 از عمران بن حصين از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ميآورد : « چهار فتنه خواهد بود ؛ در نخستين آنها ، خونريزى مباح ميشود ، در دومين فتنه خون و مال مردم حلال شمرده ميشود ، و در سومى خون و مال و ناموس ، و فتنهى چهارم دجال است . » المعجم الكبير طبرانى 18 / 180 مشابه آن را آورده است ، اما در آن سخنى از فتنهى چهارم يعنى دجال نيست ، امرى كه به دستبرد كعبالاحبار در حديث اشاره دارد ! ( 1 ) الفتن 1 / 53 از عبدالله از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) : « در امتم چهار فتنه خواهد بود كه در چهارمي ، هلاكت و نابودى است . . . در اسلام چهار فتنه به وقوع ميپيوندد كه چهارمى آنان را تسليم دجال ميكند . » الفتن 1 / 57 از حذيفه روايت ميكند : « سه فتنه خواهد بود كه چهارمين آنها ، دجال را در
هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به المعجم الاوسط 8 / 109 ، حلية الاولياء 6 / 23 ، جمع الجوامع 1 / 481 و جامع المسانيد 9 / 434 .
مجمع الزوائد 7 / 308 آن را از طبرانى نقل ميكند ولى به سبب وجود ابن لهيعه در سند ، آن را تضعيف مينمايد ،
در حالى كه شمارى وى را توثيق كردهاند .