ميگسترد كه خانهاى از عرب نميماند مگر آنكه در آن وارد ميشود . » ابنحماد سپس مينويسد : « ارطاة بن منذر ميگويد : به ما خبر رسيده كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : چهار فتنه در امتم رخ خواهد داد كه در آخرين آنها امتم گرفتار فتنههايى پياپى ميگردد : در اولين فتنه ، چنان به امت بلا ميرسد كه مؤمن ميگويد : اين فتنه هلاكت من است ، ولى بر طرف ميشود . در فتنهى دوم نيز مؤمن ميگويد : اين هلاكت من است ، اما باز بر طرف ميگردد . سومى آن است كه هرگاه ميگويند به پايان رسيد ، امتداد مييابد ، و در فتنهى چهارم به كفر در ميآيند ، و اين زمانى است كه امت گاه با اين است و گاه با آن ، بدون آنكه پيشوايى و اتحادى داشته باشد . سپس مسيح خواهد آمد ، آنگاه خورشيد از مغرب خود طلوع ميكند . در نزديكيهاى قيامت ، هفتاد و دو دجال خواهند بود كه از برخي ، تنها يك نفر پيروى ميكند . » ( 1 ) نگارنده : اين عبارات چيزى جز خيالات و آمال كعب الاحبار و امثال وى - نسبت به قرب به پايان رسيدن دوران اين امت با خروج دجال پادشاه يهوديان - نيست ! و ليكن نابخردان ، اين بافتهها را به احاديثى نبوى مبدّل كردند ! گواه دروغين بودن آن ، اين است كه دجالى كه آنها وعده داده بودند كه به هنگام فتح قسطنطنيه قيام ميكند ، هنوز خروج نكرده است ! شاهد ديگر دروغ بودن آن ، روايتى است كه الفتن 1 / 57 از عمير بن هانى آورده است كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « در فتنهى احلاس ، مردمان مال و خانوادهشان را از دست ميدهند و ميگريزند ، در فتنهى سراء ، دود آن فتنه ، از زير پاى مردى كه ميپندارد از من است در حالى كه چنين نيست ، بيرون ميآيد ، اولياى من تنها پارسايان هستند . و سپس مردمان بر مردى اجتماع ميكنند . آنگاه فتنهاى سخت خواهد بود كه هرگاه گويند پايان يافت ، امتداد مييابد چنان كه خانهاى از عرب نميماند مگر آنكه در آن وارد ميشود . در آن فتنه شخص ميجنگد ولى نميداند در راه حق ميجنگد و يا باطل ، پيوسته چنين است تا آنكه به دو خيمه [ و گروه ] تقسيم شوند : خيمهى ايمان كه هيچ نفاقى در آن نيست و خيمهى نفاق كه هيچ ايمانى در آن نيست ، وقتى گرد آمدند ، همان روز و يا فرداى آن دجال را خواهى ديد . »
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٦٧
هامش
( 1 ) . از همين منبع در جمع الجوامع 1 / 481