خيمهى ايمان است كه هيچ نفاقى در آن نيست و ديگرى خيمهى نفاق است كه هيچ ايمانى در آن نيست ، زمانى كه چنين شد در همان روز و يا فرداى آن ، منتظر دجال باشيد . » ( 1 ) در معالم السنن 4 / 336 مينويسد : « اضافهى فتنه به احلاس براى آن است كه دوام و طول مدت درنگ آن را برساند . زيرا به كسى كه خانه نشين است و از آن جدا نميشود ميگويند كه حلس [ فرش ] خانه است . حلس را در خانه ميگسترند و تا زمانى كه آن را بر ندارند ، از آنجا تكان نميخورد . » نگارنده : ريشهى تمام اين افترائات را بايد نزد بخارى جست ، وى از عمرو عاص روايت ميكند كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) از آل ابى طالب علناً بيزارى جست ! وى در صحيح خود 7 / 73 از قيس بن حازم از عمرو بن عاص چنين نقل ميكند : « شنيدم پيامبر آشكارا و نه مخفيانه فرمود : آل ابي . . . . . - عمرو بن عباس [ استاد بخارى ] گويد : اينجا در كتاب محمد بن جعفر [ استاد عمرو بن عباس ] سفيد است - اولياى من نيستند ، اولياى من تنها خدا و مؤمنانصالحند . » ابن قيم ، بنيانگذار مكتب و مدرسهى فكرى جوزيه در كتابش زاد المعاد 5 / 158 سعى كرده تا سخن بخارى را توجيه كند ، لذا پنداشته كه مقصود پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) خاندان پدرش هستند ! ليكن ابن حجر عسقلانى اعتراف ميكند كه اصل عبارت بخاري ، آل ابى طالب است و در صدد بر آمده تا آن را به نحوى ديگر توجيه نمايد . وى در فتح البارى 10 / 352 ميگويد : « خطابى گويد : اينكه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ميگويد آنان اولياى من نيستند ، مقصود ولى از جهت خويشاوندى و اختصاص است نه ولى در دين ، ولى ابن تين ترجيح داده كه مقصود آنهايى باشند كه اسلام نياوردند و همين رجحان دارد ، زيرا از جملهى آل ابى طالب ، على و جعفر هستند كه به خاطر سابقه ، قدمت در اسلام و يارى دين ، از نزديكترين كسان به پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ميباشند . » وى در ادامه مينويسد : « بعضى در صحت اين حديث اشكال كردهاند ، زيرا برخى از راويان
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٦٩
هامش
( 1 ) . و نيز سنن ابى داود 2 / 299 ، المستدرك حاكم 4 / 466 - وى روايت را صحيح دانسته است - ، حلية الاولياء 5 / 158 ، مسند الشاميين 3 / 401 ، علل الحديث ابن ابى حاتم 2 / 417 ، الدرالمنثور 6 / 56 و . . .