حتى نسب امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را نيز منكر ميشوند !
تأويل الآيات 2 / 771 از عبد الله بن بكير به طور مرفوع از امام صادق ( عليه السلام ) روايت ميكند : « . . . إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آَيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ، ( 1 ) چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد : [ اينها ] افسانههاى پيشينيان است ؛ يعنى قائم ( عليه السلام ) را تكذيب ميكند و ميگويد : ما تو را نميشناسيم ، و از فرزندان فاطمه ( عليها السلام ) نيستي ، همان گونه كه مشركان به حضرت محمد ( صلى الله عليه وآله ) گفتند . »
آغاز ظهور به امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) الهام ميشود
كافى 1 / 343 از مفضل بن عمر روايت ميكند : « امام صادق ( عليه السلام ) در مورد اين آيه : فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ ، ( 2 ) پس چون در صور دميده شود ، فرمودند : امامى ظفرمند و پنهان ، از ما خواهد بود ، چون خدا - كه يادش عزيز است - بخواهد امر او را آشكار سازد ، در دل او نقطهاى مينهد ، ( 3 ) پس او ظاهر ميشود ، و به فرمان خداى تبارك و تعالى قيام ميكند . » ( 4 ) تأويل الآيات 2 / 732 از آن حضرت نقل ميكند : « هنگامى كه در گوش قائم دميده شود ، به او اجازهى قيام داده شده است . » اثبات الوصية / 228 از مفضل نقل ميكند : « از امام صادق ( عليه السلام ) در مورد تفسير جابر سؤال كردم ، ايشان فرمودند : با فرومايگان دربارهى آن سخن مگو كه آن را نشر ميدهند ، آيا در كتاب خداى عزيز و جليل نخواندهاي : فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ . . . » علامهى مجلسي ( رحمه الله ) در بحار الانوار 2 / 70 پس از نقل اين حديث از رجال كشى ميفرمايد : « شايد مقصود آن است كه اين اسرار [ كه در تفسير جابر بن يزيد جعفي ( رحمه الله ) وجود دارد ، ] به هنگام قيام قائم ( عليه السلام ) و برداشته شدن تقيه آشكار ميگردد . احتمال آن نيز ميرود كه استشهاد به اين آيه براى بيان سختى فهم آن علومى است كه قائم ( عليه السلام ) آشكار ميسازد و بر كافران گران است ،