تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
شرح
اصالت الظّهور در ضمير كه بايد جنبهء حقيقت در آن رعايت شود « 1 » درحالىكه نمىتوان بين آن دو ، جمع نمود بلكه بايد از احدهما رفع يد نمود . سؤال : از كداميك از آن‌ها بايد رفع يد كرد ؟ جواب : بايد از اصالت الظّهور در ضمير رفع يد نمائيم . سؤال : علّت و مرجّحش چيست كه از آن صرف‌نظر كنيم ؟ جواب : دليل بر حجّيّت و اعتبار اصالت الظّهور ، بناى عقلا هست و عقلا در مواردى كه « مراد متكلّم » مشكوك باشد و ندانند مقصود او چه بوده براى كشف « مراد » او به اصل مذكور تمسّك مىنمايند . مثال : متكلّمى گفته : « رأيت اسدا » ، قرينه‌اى هم همراه آن ذكر نكرده و ما ترديد داريم آيا مراد او از « اسد » ، حيوان مفترس هست يا رجل شجاع ، در اين فرض چون مقصود او براى ما مردّد و مجهول است ، اصالت الظّهور ما را راهنمائى مىكند كه ظاهر ، همان معناى حقيقى است پس اسد را بر همان معنا حمل مىنمائيم يعنى : مراد متكلّم ، اين است كه حيوان مفترس را رؤيت نموده . نتيجه : محلّ جريان اصالت الظّهور در موردى است كه « مراد » متكلّم مشكوك باشد . اگر در موردى مراد متكلّم ، معيّن و غير مردّد است امّا ترديد ما در كيفيّت و نحوهء ارادهء او هست ، نمىتوان به اصالت الظّهور تمسّك نمود . مثال : فرضا نه معناى حقيقى اسد را مىدانيم نه معناى مجازى آن را و درعين‌حال متكلّمى گفته : « رأيت اسدا » لكن مىدانيم مراد او از اسد ، رجل شجاع است امّا چون معناى حقيقى و مجازى را نمىدانيم ، مردّد هستيم كه آيا ارادهء رجل شجاع از كلمهء اسد به
هامش
( 1 ) - نه مجاز در كلمه باشد نه مجاز در اسناد .