تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و في تقريرات بحث شيخنا الاستاد قدّس سرّه في مقام الجواب عن الاحتجاج « 1 » ما هذا لفظه : « و الاولى أن يجاب بعد تسليم مجازيّة الباقي بأنّ دلالة العام على كلّ فرد من أفراده غير منوطة بدلالته على فرد آخر من أفراده و لو كانت دلالة مجازيّة ، اذ هي بواسطة عدم شموله للافراد المخصوصة ، لا بواسطة دخول غيرها في مدلوله فالمقتضي للحمل على الباقي موجود و المانع مفقود ، لانّ المانع في مثل المقام انّما هو
شرح
شما درصدد هستيد بگوئيد كه فرضا اگر عامّى داراى صد فرد هست امّا ده فردش از تحت آن عام ، خارج شد ، نود فرد ديگر - تمام الباقى - نسبت به صد ، اقربيّت دارد به عبارت ديگر : وقتى نود را با صد بسنجيم ، اقربيّت آن بيش از هشتاد يا هفتاد ، نسبت به صد مىباشد . اشكال ما - مصنّف - اين است كه اقربيّت كمّى چه ارتباطى به مقام ظهور و دلالت لفظ دارد در دلالت لفظ بايد « انس » مطرح باشد كه آن‌هم از كثرت استعمال ناشى مىشود يعنى : اگر لفظى « كثيرا » در يك معنا استعمال شد « 2 » ، كثرت انس ، حاصل مىشود و زيادى انس ، موجب اقربيّت است پس : اقربيّت از نظر مقدار و كمّيّت اثرى ندارد . نتيجه : اگر منظور شما - مجيب - اقربيّت كمّى هست ، اثرى برآن مترتّب نمىشود يعنى : اصل اقربيّت را قبول داريم لكن كبراى قضيّه را از شما نمىپذيريم « 3 » و اگر منظورتان از اقربيّت ، اقربيّت به‌معناى آشنائى ذهن و كثرت انس است - كه منشأ آن ، كثرت استعمال مىباشد - ما صغراى قضيّه را از شما نمىپذيريم كه : به چه دليل ، عام « كثيرا » در « تمام الباقى » استعمال مىشود به عبارت ديگر به چه دليل ، ارتباط و انس آن با لفظ ، بيشتر از سائر مراتب مجاز و سائر احتمالات است لذا در يك صورت ، صغرا ممنوع است و در فرض ديگر ، كبرا .
هامش
( 1 ) - اى : احتجاج النافى للحجية بالاجمال الناشئ عن تعدد المجازات . ر . ك : منتهى الدراية 3 / 490 . ( 2 ) - گرچه در معناى مجازى باشد . ( 3 ) - اقربيت مذكور ، مرجح نيست .