تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
شرح
جانب امر گرچه مأمور به و من حيث هو صحيح است امّا بدون ترديد در آن نماز ، ملاك و مفسدهء نهى تحقّق دارد پس نماز در دار غصبى درعين‌حال كه مأمور به هست مشتمل بر مفسدهء نهى مىباشد ، اكنون اگر شما آن نماز را با اتيان صلات در مكان مباح مقايسه نمائيد ، متوجّه مىشويد كه نماز در غير دار غصبى مأمور به هست و اصلا مفسده و ملاك نهى در آن نيست پس يكى از آن دو صلات ، مشتمل بر ملاك نهى و ديگرى فاقد ملاك نهى است و نسبت بين آن دو مانند نسبت بين « ازاله و صلات » هست يعنى مكلّف نمىتواند دو مرتبه يك نماز را بخواند و تكرارش مفهومى ندارد يا بايد يك نماز به عنوان « ظهر » در دار غصبى بخواند و تكرارش بىمورد است و يا يك نماز در غير دار غصبى بخواند و تكرار آن مفهومى ندارد پس همان‌طور كه ازاله و صلات با يكديگر متضاد هستند ، صلات در دار غصبى با صلات در غير دار غصبى متضاد مىباشد و جمع بين آن دو ، معنا ندارد - حتما مكلّف بايد يك نماز ظهر بخواند - وقتى آن دو ، متضاد شدند ، سؤال ما اين است كه : كدام يك از آن‌ها « اهم » هست ؟ بديهى است صلات در غير دار غصبى كه فاقد مفسده هست « اهم » امّا نمازى كه در خانهء مغصوب اتيان مىشود به لحاظ واجديّت مفسده و ملاك نهى ، غير اهم مىباشد پس ما با دو متضادّى مواجه هستيم كه احدهما اهم و ديگرى مهم است و عينا مانند مسألهء ازاله و صلات مىباشند . نتيجه : اگر امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد باشد و فساد نماز را اقتضا كند در محلّ بحث هم ممكن است كسى بگويد : امر به صلات در غير دار غصبى - امر به اهم - مقتضى نهى از صلات در دار غصبى هست و چنانچه نهيى به يك عبادت متعلّق شود مقتضايش فساد است . امّا اگر كسى امر به شىء را مقتضى نهى از ضد نداند همان‌طور كه در مسألهء ازاله و صلات ، حكم به صحّت نماز مىنمود در محلّ بحث هم مىگويد اتيان صلات در دار غصبى در وقت موسّع ، صحيح است .