اما الصّلاة فيها في سعة الوقت فالصحة و عدمها مبنيان على عدم اقتضاء الامر بالشيء للنهي عن الضّدّ و اقتضائه ، فانّ الصّلاة في الدّار المغصوبة و ان كانت مصلحتها غالبة على ما فيها من المفسدة ، الا أنّه لا شبهة في أن الصّلاة في غيرها تضادّها بناء على أنه لا يبقى مجال مع احداهما للاخرى مع كونها أهمّ منها ، لخلوّها من المنقصة النّاشئة من قبل اتّحادها مع الغصب [ 1 ] .
شرح
نهى غلبه داد و گفت صلات در دار غصبى فقط مأمور به هست در اين صورت هم حكم به صحّت صلات در دار غصبى مىشود .
تذكّر : حكم به صحّت در صورتى است كه مكلّف در ضيق وقت ، نمازش را در آنجا اتيان نمايد زيرا در توسعهء وقت مجبور نيست در مكان غصبى نماز بخواند .
[ 1 ] - سؤال : بنا بر قول به امتناع و غلبهء جانب امر بر نهى آيا اتيان صلات در دار غصبى در « توسعهء وقت » صحيح است يا نه ؟
جواب : پاسخ سؤال مبتنى بر اين مسئله هست كه « الامر بالشّيء هل يقتضى النّهى عن ضدّه أو لا » ؟
توضيح ذلك : اگر يك واجب اهم به نام ازالهء نجاست از مسجد و يك واجب مهم به نام اتيان صلات ظهر داشته باشيم « 1 » در اين صورت آيا امر به ازاله ، مقتضى نهى از صلات هست يا نه ؟
اگر كسى امر به ازاله را مقتضى نهى از ضد بداند ، اتيان صلات در صورت عدم اشتغال به تطهير مسجد ، محكوم به بطلان است .
سؤال : بحث فعلى چه ارتباطى به ازاله و صلات - اهم و مهم - دارد ؟
جواب : ارتباطشان به اين نحو است كه صلات در دار غصبى بنا بر امتناع و تغليب
هامش
( 1 ) - دربارهء فرض مذكور مفصلا در بحث « ضد » توضيح دادهايم كه : فرضا فردى اول ظهر وارد مسجد و متوجه شد كه آنجا آلودهء به نجاست شده يعنى : هم امر به صلات ، متوجه او هست و هم امر به ازاله منتها چون وقت نماز ظهر ، موسع هست ، واجب « مهم » محسوب مىشود و ازالهء نجاست از مسجد ، واجب « اهم » به حساب مىآيد .