تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
شرح
اگر كسى نسبت به ارتكاب عمل حرامى مضطر شد ، اضطرار مذكور سبب مىشود كه حرمت فعليّهء آن عمل محرّم رفع شود و همچنين آن شخص به علّت ارتكاب آن عمل استحقاق عقاب نداشته باشد . لازم به تذكّر است كه اگر آن فعل محرّم ، داراى ملاك وجوب باشد « 1 » وقتى حرمت فعليّه به خاطر اضطرار رفع شد ، آن ملاك در وجوب تأثير مىنمايد و آن عمل محرّم ، چهرهء واجب به خود مىگيرد . مثال : يكى از محرّمات و مفطرات روزهء ماه رمضان ، ارتماس و سر زير آب بردن است حال اگر فردى نسبت به آن محرّم اضطرار پيدا كرد - فرضا بدون اختيارش او را به داخل استخرى افكندند - بدون ترديد ارتماس مذكور ، حرام نيست و او استحقاق عقاب هم ندارد در اين صورت اگر آن فرد مضطر ، ضمن ارتماس ، نيّت غسل جنابت هم نمايد يك عمل واجب تحقّق پيدا مىكند بدون اينكه منقصتى داشته باشد يا شىء موجب بطلان آن شود . يادآورى : آنچه را ذكر كرديم در صورتى است كه اضطرار به « سوء اختيار » مكلّف نباشد امّا اگر او به سوء اختيار خودش چنان اضطرارى پيدا كرد تمام احكام مذكور ، جارى نيست . مثال : مكلّفى در روز ماه رمضان - در حالى كه روزه است - يقين دارد اگر در فلان اجتماع شركت كند بدون اختيارش او را به داخل استخر مىافكنند و اضطرار به ارتماس پيدا مىكند امّا درعين‌حال با اختيار خود ، وارد آن جمع شد و در نتيجه او را به داخل آب افكندند ، حكم اضطرار در فرض مذكور ، اين است كه :
هامش
( 1 ) - يا اينكه براى يك عمل واجب ، مقدميت داشته باشد .