تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
شرح
نمىدانيم اين قربانى مقيّد به سن خاصى هست يا نه و يا مثلا نمىدانيم « 1 » مأمور به مطلق الرّقبه است يا مقيّد به ايمان است و يا مانند شرائطى كه در نماز هست فرضا اگر شك كنيم كه طهارت لباس براى نماز شرطيّت دارد يا نه . 2 - يكى ديگر از مصاديق اقلّ و اكثر ارتباطى اين است كه امر ، دائر بين خاصّ و عام باشد مانند انسان و حيوان ، به اين صورت كه خاص خودش يك عنوان داشته باشد و عام هم عنوان ديگرى ، نه اينكه خاص ، همان عام مقيّد به قيد باشد . سؤال : چرا مصنّف براى عام و خاص مثال زدند . شايد نكته‌اش اين باشد كه عامّ و خاص بر دو نوع است 1 - گاهى عنوان عام در خاص اخذ مىشود منتها با يك خصوصيّت زائد و اين خاص ، همان عامّ مقيّد به قيد است كه هريك از عامّ و خاص عنوان مستقلّى ندارند و اين داخل در مطلق و مشروط هست . 2 - امّا گاهى از اوقات هريك از عامّ و خاص ، عنوان مستقلّى دارند مانند انسان و حيوان كه چه‌بسا با شنيدن خاص - انسان - عنوان عام - حيوان - به ذهن نمىآيد و بايد علم منطق خواند تا بتوان براى آن جنس و فصل درست كرد و مشخّص نمود كه انسان ماهيّتى است مركّب از حيوان و ناطق ، مقصود ما در دوران امر بين خاص و عام همين قسم دوّم است ، آيا در دوران امر بين ( مطلق و مشروط ) و همچنين دوران امر بين ( عامّ و خاص ) برائت عقلى جارى مىشود يا نه ؟ در دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى - در اجزاء - گفتيم نسبت به اكثر نمىتوان برائت عقلى جارى نمود بلكه اصالة الاشتغال جارى مىشود زيرا علم اجمالى ، به تكليف فعلى من جميع الجهات ، تعلّق گرفته بود و همين امر ، موجب جريان اصالة
هامش
( 1 ) - نه به صورت شك بدوى .