تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
شرح
است كه از هر دو طرف آن بايد اجتناب نمود . بعد از تحقّق و تنجّز علم اجمالى ، شىء سوّمى مثلا دستى كه رطوبت دارد با يكى از دو طرف آن فرش ، ملاقات نمود و اكنون ما احتمال مىدهيم كه دست مرطوب - ملاقى - با همان گوشه‌اى ملاقات كرده كه نجس بوده است و در نتيجه اگر واقعا دست ما با همان گوشه نجس ، ملاقات كرده باشد الآن دست ما هم نجس است ؟ يا اينكه نه ملاقى نجس نشده است ؟ مصنّف مىفرمايند در فرض مذكور كه اوّل علم اجمالى محقّق و منجّز شد و اثر - وجوب اجتناب - بخشيد و بعد ملاقات حاصل شد ، لازم نيست كه از ملاقى - دست مرطوب - كه با يكى از دو طرف علم اجمالى ، ملاقات نموده ، اجتناب نمائيم . سؤال : چرا لازم نيست از ملاقى اجتناب نمائيم ؟ جواب : در فرض مسئله ، اوّل علم اجمالى محقّق شد ، لازمهء آن اجتناب از دو طرف شبهه بود امّا بعدا كه ملاقات محقّق شد ، دليلى ندارد كه از ملاقى هم بايد اجتناب نمود ، بلكه با اجتناب از همان اطراف علم اجمالى ، يقين پيدا مىشود از نجس معلوم بالاجمال ، اجتناب شده است و لو اينكه از ملاقى هم اجتناب نشود . به عبارت ديگر ، شارع مقدّس در مورد بعضى از اشياء ، حكم به نجاست كرده است يعنى دليل مستقل بر نجاست اشيائى قائم شده است ، « الدّم نجس » ، « العذرة نجس » و غير ذلك و از طرفى هم دليل مستقل داريم كه مثلا « الملاقي مع النّجس متنجّس » به نحوى كه اگر اين دليل دوّم نبود ، نمىتوانستيم ، حكم نمائيم كه ملاقات موجب سرايت است يعنى دليل نجاست دم نمىگويد كه ملاقات ، سبب نجاست است بلكه دليل مستقلّ ديگرى مىگويد « الملاقاة مع النّجاسة موجب للتنجيس » امّا آيا دليلى هم داريم كه بگويد الملاقي مع المشتبه بالنّجس ، نجس ؟ خير و در فرض مسئله ، ما شك داريم كه ملاقى - دست مرطوب - با نجاست برخورد كرده است يا نه