شرح
الحيض » و احكام مترتّب بر حيض فعليّت ندارد .
« و انه لو علم فعليّته . . . » .
اگر فعليّت مطلقهء تكليفى براى ما اجمالا مشخّص شد و لو به صورت تدريج و تدرّج ، - از امور تدريجيّه « 1 » باشد - در اين صورت ، علم اجمالى باعث تنجّز تكليف است و موافقت قطعيّه ، واجب و مخالفت قطعيّه آن حرام است .
اشكال : اگر مسئلهء تدريج و تدرّج به ميان آمد مثلا واجب ، يك امر تدريجى بود اين شبيه همان فرض سوّم مىشود كه در مورد زن مستحاضه و مسئلهء حيض او بيان كرديم و گفتيم ، احتياط لازم نيست و تكليف فعليّت مطلقه ندارد .
جواب : همانطورىكه تكليف فعلى ، نسبت به امر حالى و فعلى صحيح است تكليف فعلى ، نسبت به امر تدريجى و استقبالى هم صحيح است . يعنى گاهى مسألهاى تدريجى و استقبالى است امّا تكليف و حكمش فعليّت دارد مانند وجوب حج ، براى شخص مستطيع كه فعليّت دارد امّا واجب ( حج ) يك امر استقبالى است .
اينكه بر شخص مستطيع ، لازم است قبل از فرا رسيدن موسم حج ، مقدّمات سفر را آماده كند لا بد بخاطر اين است كه وجوب حج ، فعلى است لكن واجب - حج - يك امر استقبالى و محدود به زمان خاصّى است و واضح است كه مسئلهء زمان براى حج ، شبيه مسئلهء زمان براى نماز نيست مثلا ساعت ده صبح ، نماز ظهر اصلا وجوب ندارد زيرا زمان در وجوب نماز ظهر ، دخالت دارد امّا در باب حج ، زمان در « وجوب » مدخليّت ندارد بلكه زمان ، دخالت در « واجب » دارد بههرحال ممكن
هامش
( 1 ) - كما لو نذر ان يصوم يوم الجمعة و تردّد بين غده و ما بعده فانّه يعلم اجمالا بوجوب صوم الغد او ما بعده و هما مترتّبان زمانا و لا يقدح ترتّبهما في وجوب الاحتياط ، ر . ك حقائق الاصول 2 / 294 .