شرح
يقين من طهارتك فشككت فليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشّك ابدا » كانّ امام ( ع ) در پاسخ زراره صغرا و كبرائى ترتيب دادند ، اكنون سؤال ما اين است كه :
نتيجهء قضيّهء مذكور چيست ؟
جواب : امام ( ع ) به زراره فرمودند تو به طهارت لباس خود يقين داشتى و در بقاء آن شك نمودى و نبايد يقين به طهارت را بهوسيلهء شك ، نقض كنى يعنى اكنون تو طاهر هستى نه اينكه تو الآن محرز طهارت هستى بهعبارت ديگر نتيجهء اجراى استصحاب ، خود طهارت است و نتيجهء صغرا و كبراى مذكور ، اين است كه « انت طاهر » و امام ( ع ) « انت طاهر » را علّت عدم لزوم اعاده ، قرار دادند نه اينكه چون تو محرز طهارت هستى پس لزومى ندارد كه نمازت را اعاده كنى .
بهعبارت ديگر : مكلّف ، بهوسيلهء استصحاب ، طهارت را احراز مىكند لكن نتيجهء صغرا و كبرا احراز طهارت نيست بلكه نتيجهء آن ، حكم مستصحب است ، وقتى كه قضيّهء متيقّنه و مشكوكهء شما واحد است و مىگوئيد نبايد يقين بهوسيلهء شك نقض شود ، نتيجهاش اين است كه همان متيقّن ، اكنون محكوم به بقاء است - متيقّن شما طهارت است - پس نتيجهاش هم اين است كه « فانت طاهر » اگر بيان شما - مصنّف - درست باشد ، بايد امام ( ع ) فرموده باشند « لانّك احرزت الطّهارة » و طورى صغرا و كبرا را تشكيل داده باشند كه نتيجهاش احراز طهارت باشد - نه اينكه نتيجهء آن نفس طهارت باشد - درحالىكه وقتى انسان ، ظاهر روايت را ملاحظه مىكند ، مىبيند كه : روايت مىگويد تو يقين به طهارت داشتى و نبايد آن را بهوسيلهء شك ، نقض كنى و نتيجهاش اين است كه « انت طاهر » يعنى امام ( ع ) علّت عدم لزوم اعاده را « طهارت » قرار دادهاند نه احراز طهارت و شما - مصنّف - چگونه اشكال مذكور را حل مىكنيد ؟