تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
شرح
سطر به آن اشاره مىكند « 1 » . 1 - گاهى « وجوب » مسلّم است امّا « واجب » مردّد است . مثال : مىدانيم وجوبى تحقّق دارد امّا نمىدانيم واجب ، مثلا نماز ظهر است يا نماز جمعه . 2 - گاهى « حرمت » مسلّم است امّا « حرام » مردّد است . مثال : يقين داريم يكى از دو ظرف « الف و ب » خمر است و خطاب اجتنب عن الخمر متوجّه ما شده امّا نمىدانيم كداميك از آن دو ظرف خارجى خمر است . 3 - گاهى هم مىدانيم كه وجوب يا حرمت متوجّه مكلّف شده است منتها اگر وجوب در ميان باشد به شىء « الف » متعلّق است و اگر « حرمت » در كار باشد به شىء « ب » تعلّق گرفته است در حقيقت ، علم اجمالى داريم كه « امّا هذا الشّىء واجب و امّا ذاك الشّىء حرام » كه متعلّق وجوب و حرمت ، متفاوت است « 2 » . بحث ما در اصالة الاحتياط در دو مقام است . الف - گاهى مكلّف به ، مشكوك امّا مردّد بين دو امر « متباين » است « 3 » يعنى دو امرى است كه مربوط به يكديگر نيستند مانند نماز جمعه كه خود ، يك عبادت مستقل است و كيفيت و كمّيّت مستقلّى هم دارد و نماز ظهر كه عبادت مستقل و كيفيّت و كميّت آن با نماز جمعه متفاوت است . ب - گاهى مكلّف به ، مردّد بين اقلّ و اكثر است البتّه اقلّ و اكثر دو نوع است .
هامش
( 1 ) - در عبارت « مطلقا و لو كانا فعل امر و ترك آخر » . ( 2 ) - بخلاف دوران بين المحذورين كه وجوب و حرمت ، متعلّق به يك شىء است و نيز ، ر . ك ايضاح الكفاية 4 / 545 . ( 3 ) - مقصود از كلمهء متباينين ، معناى اصطلاحى و منطقى آن اراده نشده است .