و لا يخفى أن في الآيات و الروايات ، شهادة على صحة ما حكم به الوجدان الحاكم على الإطلاق في باب الاستحقاق للعقوبة و المثوبة [ 1 ] .
شرح
خلاصه : معناى اختيارى بودن اراده اين نيست كه مسبوق به ارادهء ديگرى باشد تا سرانجام تسلسل پيش آيد لذا روى اين بيان ، حسن سريره و سوء سريره براى كسى عنوان ذاتى پيدا نمىكند البته جاى شك نيست كه بين افراد به لحاظ خصوصيّات تكوينى تفاوت هست يعنى كسانى كه در اصلاب شامخه و ارحام مطهّره بوجود آمدهاند خيلى نزديك به اطاعت خداوند تبارك و تعالى هستند و با اينكه مقام عصمت هم برايشان ثابت است امّا سلب اختيار از آنها نمىشود و اگر سلب اختيار شود ديگر فضيلتى براى آنها نيست .
ولى بعضىها هم تكوينا به عكس اين گروه هستند و باز در عين حال مجبور نيستند .
مثلا در مورد ولد الزّنا كه شرائط انعقاد نطفهاش غير صحيح بوده سلب اختيار از او نشده كسى كه طيب ولادت دارد كأنّ در دو مترى ساحل است و مىتواند خود را به كنار ساحل بياورد امّا ولد الزّنا كسى است كه در وسط امواج دريا گرفتار است و به زحمت مىتواند به كنار ساحل برسد كه در عين حال ، قدرت و توان و اراده دارد و امتناعى در كار نيست - نه آن مجبور به اطاعت است و نه ولد الزّنا مجبور به عصيان است .
كما اينكه فرزندى كه در يك خانواده علم و تقوى پرورش مىيابد از آن فرزندى كه در يك خانواده غير صحيح رشد و نما كرده به اطاعت خداوند تبارك و تعالى نزديكتر است و در عين حال ميان اين دو از نظر اراده و توجّه و تكليف و سعادت و شقاوت فرقى نيست .
اين خلاصهاى بود از آنچه كه در جلد اوّل كفايه هم بيان كرديم .
[ 1 ] - ايشان فرمودند : ما وقتى به عقل و وجدان رجوع مىكنيم ، عقل ، حكم مىنمايد كه متجرّى و منقاد بخاطر عزم و نيّت بر معصيت و اطاعت ، مستحق عقوبت و