شرح
بيان مطلب : ما شخص عاصى و متجرّى را از نظر استحقاق عقوبت مقايسه مىكنيم كه صورى دارد .
1 - عاصى و متجرّى هر دو عقاب دارند .
اگر اين را قبول داريد كه بحثى نداريم .
2 - هيچكدام استحقاق عقوبت ندارند .
اين درست نيست زيرا در عاصى واقعى استحقاق عقوبت را نمىتوان نفى كرد .
3 - عاصى استحقاق عقوبت ندارد ولى فرد متجرّى مستحق عقاب است .
اين هم واضح البطلان است چون مسئلهء تجرّى از مسئله عصيان بالاتر نيست .
4 - عاصى مستحق عقوبت است ولى متجرّى استحقاق عقوبت ندارد - كه بحث ما روى اين فرض است .
مستدل مىگويد : لازمهء اين حرف اين است كه يك امر غير اختيارى در استحقاق عقوبت مدخليّت پيدا كرده است و مسلّم است كه امر غير اختيارى نمىتواند در استحقاق عقوبت مؤثّر باشد .
امر غير اختيارى اينجا اين است كه قطع و يقين عاصى مطابق واقع بوده ولى قطع متجرّى مخالف واقع بوده است .
آيا مطابقت با واقع امر اختيارى مىباشد يا اينكه يك امر تصادفى و قهرى است ؟
مسلّما غير اختيارى است زيرا هيچيك از اين دو در مخالفت قطعشان با واقع ، ارادهاى نداشتهاند .
چگونه يك امر غير اختيارى مىتواند بين عاصى و متجرّى فارق باشد كه يكى مستحق عقوبت باشد و ديگرى استحقاق عقوبت نداشته باشد .
پس اگر عاصى مستحق عقوبت باشد ( كه مسلّما مستحق عقوبت هست ) متجرّى هم استحقاق عقوبت دارد .