تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
شرح
الخمريّه متعلّق اراده اوست يا نه ، او چون خود را قاطع مىبيند و واقع را منكشف مىداند شرب خمر را اراده مىكند ؟ - مسلّما به نحو دوّم شرب خمر مىنمايد . همان‌طور كه در قطع‌هاى موافق واقع ، فردى كه مثلا شرب الماء مىنمايد و قطع دارد فلان مايع ، آب است و قطع او هم مطابق واقع مىباشد ، آيا او قصدش به شرب الماء تعلّق پيدا مىكند به نحوى كه عنوان مقطوع المائيّه متعلّق اراده اوست ؟ خير - او قاطع مىباشد و اراده‌اش به شرب الماء تعلّق پيدا كرده است و چنانچه كسى از او سؤال كند ارادهء شرب چه چيز را نموده‌اى ؟ آيا مىگويد من مقطوع المائيه را شرب مىكنم ؟ خير اين مقطوعيّت و قطع يك صفت آلى است يعنى چيزى كه جنبهء مرآتى دارد خودش مغفول عنه است و مورد توجّه قاطع نمىباشد . انسان عملى را كه مىخواهد مرتكب شود همان واقع آن را اراده مىكند كه گاهى واقع همان مراد و مقطوع است و گاهى نه . بين كسى كه شرب الماء مع القطع بالمائيّه مىنمايد و كسى كه شرب الماء مع القطع بالخمريّة مىنمايد از اين نظر هيچ فرقى نيست كه قطع ، دخالت در مراد و متعلّق اراده ندارد - يكى مىگويد من شرب ماء مىنمايم و واقعش هم همين است و فرد ديگرى مىگويد من خمر مىنوشم ولى در حقيقت خمر نمىباشد . پس عنوان قطع - نه در قطع موافق و نه در قطع مخالف - در دايره مراد به‌طورى كه قصد و اراده به اين عنوان تعلّق بگيرد ، اصلا داخل نيست و عنوانى كه خارج از دايره قصد و اراده باشد و در حال ارتكاب و انجام اصلا انسان قصدش به آن عنوان متعلّق نشود ، چطور مىتواند در حسن و قبح در محيط عقل مدخليّت پيدا كند و همچنين چطور مىتواند در مبغوضيّت و محبوبيّت شرعيّه دخيل باشد . خلاصه دليل دوّم ايشان : اين عمل خارجى اگر بخواهد وضعش تغيير پيدا كند بايد اين قطع من مغيّر وضع اين فعل باشد و اين قطع در صورتى مىتواند وضع اين فعل را
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 48 | الشيخ فاضل اللنكراني