إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 43
از نظر عقل هيچ فرقى بين ما نحن فيه و مسئله اطاعت و عصيان وجود ندارد و اين يك مسئله وجدانى و عقلى است . حقيقت تجرّى و انقياد مورد تجرّى و انقياد و مسئله عقوبت و مثوبت را بيان كرديم ، اكنون ببينيم حقيقت انقياد و تجرّى چيست ؟ آيا انقياد يك عمل خارجى است يا اينكه يك عمل قلبى ، و همچنين آيا تجرّى مربوط به خارج است يا مربوط به قلب ؟ در باب اطاعت و عصيان مطلب روشن است كه اطاعت وصف عمل خارجى است ، كسى كه نماز مىخواند او اطاعت امر مولا را مىنمايد و فردى كه شرب خمر مىنمايد ، عصيان مىنمايد چون شرب خمر واجد مفسده كامل است و مبغوضيّت تام دارد . امّا در باب تجرّى و انقياد - انقياد ، عبارت است از همان عزم و جزم و تصميم بر موافقت و اطاعت - و تجرّى هم عبارت است از عزم و جزم و تصميم نفسانى بر اينكه معصيت تحقّق پيدا كند در مورد فردى كه مقطوع الخمريّه را مرتكب مىشود ، تجرّى به عمل ، كأنّ تحقّق پيدا نمىكند و سرايت به عمل نمىنمايد چون اين عمل به حسب واقع شرب الماء است ولى او قطع پيدا كرده است كه خمر است امّا از نظر عمل نفسانى ( تصميم بر عصيان مولا است ) بين اين فرد و شخص عاصى واقعى هيچ فرقى نيست ، عاصى واقعى تصميم قلبى بر عصيان دارد و اين فرد متجرى هم كذا . ايشان استحقاق عقوبت را مربوط به همان تصميم و عزم نفسانى مىدانند كما اينكه استحقاق مثوبت را مربوط به همان عزم فرد نسبت به پيروى و اطاعت از مولا مىدانند .