تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
شرح
عنوان اطاعت و عصيان مطرح است .

تجرّى و انقياد

گاهى هم عنوان انقياد و تجرّى مطرح مىباشد و اين در موردى است كه قطعى نسبت به حكم شرعى يا موضوع حكم شرعى پيدا شود و قطع آن فرد هم مخالف با واقع باشد البتّه خود قاطع نمىداند و حتّى احتمال هم نمىدهد كه قطعش مخالف واقع است ، كه گاهى كشف خلاف مىشود و زمانى هم اصلا كشف خلاف نمىشود در اين دو صورت ، اگر قاطع ، به قطع خود عمل نمايد عنوان انقياد محقّق مىشود و اگر بر خلاف قطع خود عمل كند عنوان تجرّى تحقّق پيدا مىكند . مثال : فردى قاطع شد كه فلان مايع خارجى خمر است ولى فى الواقع خمر نبود كه در اين صورت اگر بر وفق قطع خود عمل كند از نظر اصطلاح علم اصول ، آن فرد ، عبد منقاد ، به حساب مىآيد و چنانچه با قطع خود مخالفت نمايد ، عبد متجرى محسوب مىشود ولى از نظر لغت عنوان تجرّى و انقياد در عصيان و اطاعت هم تحقّق دارد خلاصه عنوان تجرّى و انقياد از نظر علم اصول در غير مورد اطاعت و عصيان است . تجرّى و انقياد در موردى است كه قطع انسان مخالف واقع باشد كه پيروى از چنين قطعى را انقياد و مخالفت با چنين قطعى را تجرّى مىگويند . اكنون بحث ما در امر ثانى اين است كه آيا در مورد انقياد و تجرّى مثل اطاعت و عصيان مسئله استحقاق مثوبت و عقوبت در كار است يا نه ؟ يعنى اگر كسى با قطع خويش مخالفت نمود و مقطوع الخمريّه را شرب نمود . آيا به‌عنوان تجرّى استحقاق عقوبت دارد ؟ يا چنانچه از آن اجتناب كرد اين فرد به‌عنوان انقياد استحقاق مثوبت دارد ، اگر دارد به چه دليل ؟
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 41 | الشيخ فاضل اللنكراني