اما الكتاب : فبآيات أظهرها قوله تعالى :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
[ 1 ] .
شرح
جايز مىباشد ( خواه منشأ شك ، فقدان نص ، اجمال نص ، يا تعارض نصّين باشد ) .
دليل قرآنى بر اعتبار اصل برائت
[ 1 ] - به آيات متعدّدى از قرآن شريف براى اعتبار اصل برائت استدلال شده است ولى مرحوم مصنّف مىفرمايند ، ما به آيهاى كه دلالتش اظهر و روشنتر از ساير آيات است تمسّك مىكنيم و آن اينست : . . .وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا .« 1 » برنامه و روش ما اين نبوده است كه فرد يا گروهى را عذاب كنيم مگر اينكه رسولى بر آنها بفرستيم ( كه فرستادن رسول كنايه از بيان و اتمام حجّت است ) . ضمنا تذكّر اين نكته لازم است كه عذاب نكردن قبل از بيان و بعث رسول يك برنامه و سنّت الهى است و تنها اختصاص به زمان و اقوام گذشته ندارد .كيفيّت استدلال به آيه
كبرى : تا تكليف بيان نشود خداوند كسى را عذاب نمىكند . صغرى : در شبهات وجوبيّه و تحريميّه حكم الهى براى ما بيان نشده است زيرا اگر بيان شده بود ما شك نمىكرديم . نتيجه : در شبهات وجوبيّه و تحريميّه چون تكليف بيان نشده است ما از عقوبت ايمن هستيم و مىتوانيم مشكوك الوجوب « 2 » را ترك و مشكوك الحرمه « 3 » را اتيان نمائيم « 4 » .هامش
( 1 ) - سوره اسراء / 15 .
( 2 ) - مانند دعا عند رؤية الهلال .
( 3 ) - مانند شرب تتن .
( 4 ) - تذكّر : ما در مباحث آينده براى يكى از اين دو مثال مىزنيم .