و تعمّه أدلة اعتباره ، و ينقسم بأقسامه ، و يشاركه في أحكامه [ 1 ] .
و إلا لم يكن مثله في الاعتبار من جهة الحكاية [ 2 ] .
و اما من جهة نقل السبب ، فهو في الاعتبار بالنسبة إلى مقدار من الأقوال التي نقلت إليه على الإجمال بألفاظ نقل الإجماع ، مثل ما إذا نقلت على التفصيل [ 3 ] .
شرح
تذكّر : در اجماع بنحو اجمال ( نه تفصيل ) اقوال را نقل مىكنند يعنى اجماع ، نقل اقوال با يك عبارت جامع مىباشد .
[ 1 ] - در اين صورت ادلهء حجّيّت خبر واحد شامل اين اجماع منقول مىشود .
و همانطور كه خبر واحد داراى اقسامى هست ( خبر واحد صحيح ، حسن ، موثّق و غيره ) ، اين اجماع منقول هم داراى اقسام فوق هست .
گاهى ناقل اجماع فقيه امامى عادل است پس اجماع منقول او هم صحيح است گاهى ناقل اجماع عدالت ندارد وثاقت دارد و غيره .
و همچنين اين اجماع منقول احكام خبر واحد را پيدا مىكند ( منجزيّت معذّريّت و . . . ) .
[ 2 ] - امّا اگر منقول اليه با ناقل ، اتّحاد عقيده ندارند و مبنايشان مختلف است در اين صورت اجماع منقول از جهت حكايت مسبّب مانند خبر واحد نيست و ادلهء خبر واحد اين مورد را شامل نمىشود .
[ 3 ] - آيا اجماع منقول از نظر نقل سبب ( آرا و فتاواى علما ) ارزشى دارد ؟
اگر منقول اليه خودش زحمت مىكشيد و تكتك اقوال علما را ( بهطور تفصيل ) به دست مىآورد حجّيّت داشت .
اكنون هم كه ناقل اجماع زحمت كشيده است و اقوال علما را بنحو اجمال برايش نقل كرد است حجّيّت دارد و مثل اين است كه عادلى اين اقوال را تفصيلا براى منقول اليه نقل كرده باشد .