تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
كما هو طريقة المتأخرين في دعوى الإجماع ، حيث إنهم مع عدم الاعتقاد بالملازمة العقلية ، و لا الملازمة العادية غالبا و عدم العلم بدخول جنابه عليه السّلام في المجمعين عادة ، يحكون الإجماع كثيرا [ 1 ] . كما أنه يظهر ممن اعتذر عن وجود المخالف بأنه معلوم النسب ، أنه استند في دعوى الإجماع إلى العلم بدخوله عليه السّلام [ 2 ] . و ممن اعتذر منه بانقراض عصره ، أنه استند إلى قاعدة اللطف [ 3 ] .
شرح
( 1 ) [ 1 ] - طريقهء علماء متأخّر شيعه در ادّعاى اجماع همين راه اخير است آن‌ها با اين كه به ملازمهء عقليّه ( قاعدهء لطف ) و ملازمهء عاديه اعتقاد نداشتند و از طرفى قائل به اجماع دخولى هم نبودند و در عين حال در بسيارى از موارد ادّعاى اجماع مىكردند معلوم مىشود اجماع حدسى را پذيرفته‌اند . [ 2 ] - گاهى در فقه ديده مىشود كه بعضى اعتذار مىنمايند از وجود مخالف به اينكه آن فرد مخالف به علت اينكه معلوم النسب است مخالفتش در فلان مسئله ضررى ندارد . اين تعليل دليل برآن است كه آن‌ها قائل به اجماع دخولى هستند و مخالفت فرد معلوم النّسب را مضر نمىدانند . كأنّ آن‌ها مىخواهند بگويند امام در بين بقيّه افراد وجود دارد . [ 3 ] - گاهى در فقه ديده مىشود كه مىگويند و مىنويسند مخالفت فلان فقيه ضررى ندارد چون عصر او منقرض شده است و اين اتّفاق مربوط به يك عصر ديگر است . از اين تعليل معلوم مىشود آن‌ها روى قاعدهء لطف تكيه كرده‌اند . زيرا در قاعدهء لطف و اجماع لطفى براى هر عصرى خصوصيّت قائل شده بودند كه در يك عصر نمىشود حكم الهى به‌طور كلّى مجهول و مخفى بماند و بر امام لازم است