إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 220
الأوّل : إن وجه اعتبار الإجماع ، هو القطع برأي الإمام عليه السّلام [ 1 ] . و مستند القطع به لحاكيه - على ما يظهر من كلماتهم - هو علمه بدخوله عليه السّلام في المجمعين شخصا ، و لم يعرف عينا [ 2 ] . امر اوّل ملاك حجّيّت اجماع منقول [ 1 ] - عامّه ( اهل تسنّن ) براى نفس اجماع حجّيّت و اعتبار قائل هستند امّا ما و لو اجماع را يكى از ادلهء اربعه مىدانيم و در مقابل كتاب و سنّت و عقل به حساب مىآوريم لكن اجماع بما هو اجماع و نفس اتّفاق بما هو اتّفاق را دليلى بر اعتبارش نداريم ما اجماع را بعنوان اينكه رأى معصوم در آن است و ناقل اجماع ، قاطع به رأى معصوم است و در اجماع محصّل يقين به نظر معصوم داريم لذا آن را حجّت مىدانيم پس اجماع اگر كاشف از رأى معصوم باشد داراى حجّيّت است و خود اجماع اصالت و حجّيّتى ندارد . [ 2 ] - ما رأى معصوم عليه السّلام را از كجا و از چه طريقى مىتوانيم كشف كنيم ؟ راههايى براى آن ذكر شده است كه فعلا با صحّت و سقم آنها كارى نداريم ولى بعدا در همين فصل خواهيم گفت كه كدامش درست است و كداميك نادرست اكنون فقط آن راهها را ذكر كرده و توضيح مىدهيم : اقسام اجماع ( طرق احراز رأى معصوم عليه السّلام ) 1 - اجماع دخولى - بعضى گفتهاند : مناط حجّيّت اجماع دخول شخص امام عليه السّلام در مجمعين است به اين نحو كه : اجماع در آن موردى است كه جماعتى اتّفاق بر يك نظر و فتوا داشته باشند و ما به صورت علم اجمالى بدانيم كه امام هم داخل اين جماعت است . خواه مجلسى باشد مركّب از جماعتى يا اينكه آرا و فتاوايى باشد كه ما يقين داشته باشيم كه فتواى امام هم در آن آرا است . مثلا اگر صد نفر از فقها در يك عصر اتّفاق بر حكمى داشته باشند ، انسان يقين پيدا مىكند كه يكى از اين افراد وجود مبارك امام زمان ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ) است .