و إلا لا يكاد ينفك ظاهر عن ذلك ، كما لا يخفي ، فافهم [ 1 ] .
نعم لو كان الخلل المحتمل فيه أو في غيره بما اتصل به ، لأخل بحجيته ؛ لعدم انعقاد ظهور له حينئذ ، و إن انعقد له الظهور لو لا اتصاله [ 2 ] .
شرح
تحريف نمىتواند مانع تمسّك به ظواهر آيات الاحكام بشود .
خلاصه : علم اجمالى به وقوع خلل در مطلق ظواهر ( آيات الاحكام - غير آيات الاحكام ) در صورتى مانع حجّيّت ظواهر مىشود كه تمام ظواهر ( آيات الاحكام و غير آيات الاحكام ) حجّيّت داشته باشد امّا وقتى غير آيات الاحكام حجّيّتى نداشت آن علم اجمالى هم اثرى ندارد ، پس ظواهر آيات الاحكام حجّت مىباشد .
[ 1 ] - اگر ما بگوئيم فرقى نمىكند و علم اجمالى به وقوع تحريف در تمام ظواهر هست در اين صورت ديگر شما به هيچ ظهورى در دنيا نمىتوانيد تمسّك كنيد چون علم اجمالى داريد كه بعضى از ظواهر ، خلافش اراده شده است .
مثلا علم اجمالى داريد كه يا در ظاهر كلام زيد يا ظاهر كلام عمرو يا ظاهر كلام مولا خللى واقع شده است .
اين علم اجمالى اثرى ندارد زيرا محل ابتلا نيست بله ظاهر كلام مولا براى عبد حجّيّت دارد .
[ 2 ] - مرحوم آقاى آخوند يك فرض را قبول مىكند كه بيان آن يك مقدّمه لازم دارد كه تفصيل آن مقدّمه را ايشان در فصل بعد مطرح كردهاند .
ما اكنون آن فرض را با خلاصهاى از مقدّمه توضيح مىدهيم :
امّا خلاصهء آن مقدّمه : اگر چيزى در كلام متكلّم موجود باشد كه صلاحيّت براى قرينيّت داشته باشد و ما شك كنيم كه آيا متكلّم آن را بعنوان قرينه و بعنوان ارادهء خلاف ظاهر از كلامش آورده ، در اين صورت نظر ايشان اين است كه از ابتدا ظهورى براى كلام منعقد نمىشود تا شما بتوانيد به اصالة الظّهور تمسّك كنيد ( مانند استثنائى كه بدنبال جمل متعدّد مىآيد ) .