تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
شرح
با يكديگر مشترك مىباشند پس اماره عنوان اعمّى است . « قطع » يك طريق و يك كاشف تام است لذا لازم نيست يك دليل شرعى آن را حجّت قرار دهد بلكه قطع داراى حجيّت ذاتى است بنابراين مىتوان گفت : « القطع امارة معتبرة عقلا لا شرعا » . امّا « ظن » داراى كاشفيّت و طريقيّت ناقص است لذا نياز به پشتوانه‌اى دارد كه شرع يا در بعضى از موارد ، عقل براى آن حجيّت را جعل نمايد بنابراين مظنّه از دو راه مىتواند واجد حجيّت باشد : 1 - بوسيلهء يك دليل شرعى مانند : خبر واحد 2 - گاهى هم عقل حكم به حجيّت مظنّه مىكند مانند : ظنّ انسدادى بنا بر حكومت كه بيان اين مسئله به زودى روشن مىگردد و در بحث انسداد مفصّلا بحث خواهيم نمود . مرحوم مصنّف مىفرمايند : قبل از بيان امارات ، مناسب است مقدارى دربارهء قطع و آثارش بحث نمائيم كه مثلا : 1 - آيا پيروى از قطع ، باعث استحقاق ثواب مىشود ؟ 2 - آيا بدنبال مخالفت با قطع استحقاق عقاب مطرح مىباشد ؟ 3 - آيا قطع شخص قطّاع حجّت است ؟

آيا مباحث قطع جزء علم اصول است ؟

خصوصيّات سه‌گانه فوق از مسائل علم اصول خارج است و مناسبت و شباهت كامل با مسائل علم كلام دارد و در عين حال مناسبتى هم با علم اصول دارد بنابراين ما بايد در سه جهت بحث كنيم : 1 - چرا مسائل مربوط به احكام قطع از مسائل علم اصول خارج است ؟ 2 - چرا مشابهت كامل با مسائل علم كلام دارد ؟
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 20 | الشيخ فاضل اللنكراني